۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

از مهدي، 25 ساله، مشمول سربازي به مارك عزيز، 26 ساله، موسس facebook و چهره سال تايمز


سلام رفيق؛
مدت‌ها طول كشيد تا تصميم بگيرم تو را با چه خطاب كنم. آنقدر به چشمان روشنت كه روي مجله تايمز نقش بسته‌اند، خيره شدم تا از بين هزاران حس خوب و بد، عنواني مناسب براي تو پيدا كنم: رفيق. تو يك سال از من بزرگتري مثل ده‌ها دوست نزديك ديگري كه داشتم و دارم. شايد اگر تقدير مكان زندگي ما را يكي مي‌كرد، مثلا در ايران، شايد هم محله‌اي بوديم، روزها فوتبال مي‌زديم و شب‌ها در خيابان مي‌گشتيم. شايد هم‌خوابگاهي بوديم، صبح‌ها همديگر را از خواب بيدار مي‌كرديم، تا دانشگاه با هم گز مي‌كرديم، بين كلاس‌ها در بوفه‌ي دانشگاه چاي مي‌خورديم و شب‌ها ساعت‌ها به بحث و صحبت با هم گرم بوديم. گرچه نمي‌دانم من اگر آمريكا بودم چه‌ها بر ما مي‌گذشت ولي مي‌دانم مي‌توانستيم كنار هم بنشينيم و تو به من بگويي «هي رفيق، ايده‌اي به سرم زده، پايه‌اي؟»
نمي‌دانم چرا وقتي از هزاران هزار كار و حرف و حديث و برنامه و آرزوها و شكست‌ها و موانع و ظلم‌ها و بي‌تناسبي‌ها و عقده‌ها و روز به روز درجا زدن‌ها و به ظاهر جدي بودن‌ها و اميدهاي فراموش شده و نااميدي‌هاي قدرت‌مند و هويت‌هاي مشوش و ناآگاهي‌هاي آزاردهنده و خراب شدن‌ها و به ذلت راضي‌شدن‌ها و با دروغ زيستن‌ها و با راستي جنگيدن‌ها و از تاريخ و جغرافيا و زمان و خود و خانواده و دوست و آشنا و همشهري و هموطن و زمين و زمان ناليدن، و از همه اين تلنبارشده‌هاي كودكي و جواني نكردن‌هايم خسته مي‌شوم، با خيره شدن به آن عكسي از تو كه روي پيشاني‌ات بلند نوشته است Person of the Year، قصه‌هايي پرغصه در دلم تعريف مي‌شوند كه مثلا آن «تو»ي وجود من به هنگام هميشگي مرگش آنها را مي‌گويد. نمي‌دانم چرا تو امروز مخاطب ساكت گفتگوهاي دروني‌ام شده‌اي، آن دور، گوشه‌اي از دلم نشسته‌اي و خيره نگاه مي‌كني.
نه اشتباه نكن، من آنقدر ضعيف شده‌ام كه حسرت موفقيت‌هايت را نتوانم كشيد و زير هزاران هزار سنگ و آوار آنقدر خوب شده‌ام كه حسادت نكنم. رفيق، من دوستت دارم تنها به خاطر اينكه تو آن «من»ي هست كه مي‌توانست باشد و نيست. تو نمود عيان اسطوره‌گونه‌اي از آن چيزي هستي كه قرار بود وجود من آن را حس كند. نه اشتباه نكن، شهرت براي من دقيقا همانقدر كه (احتمالا) براي تو در اين مسير بي‌اهميت بوده، بي‌اهميت است. اشتباه نكن، ثروت در وجود ما همچون شكست، نحس نهادينه شده است. اشتباه نكن رفيق، من از تو حرف مي‌زنم، از تويي كه 26 ساله شهسوار خود شده‌اي. از حماسه‌اي كه ساخته‌اي و از وجودي كه فرصت پروراندنش را داشتي. من از تويي حرف مي‌زنم كه وقتي تنهاست به خودش مي‌گويد «هي مرد، آفرين...». آري من از تويي حرف مي‌زنم كه براي خودت دست مي‌زني، تبريك مي‌گويي، افتخار مي‌كني و فرصت آفرينش استعدادهايت را در توانايي‌هايت به اوج رسانده‌اي.
رفيق، من از اين گوشه دنيا، 25 ساله، منتظرم... 25 سال منتظر بوده‌ام. منتظر عبور از تك تك اين 25 سال. در اين گوشه دنيا، زندگي يعني كسي نيست با خودش بگويد «آفرين، تو بردي!» اينجا بازي‌ها همه باخت-باخت تمام مي‌شوند. اگر بزرگ شوي باختي، اگر كودك بماني باختي؛ اگر دانشجو شوي باختي اگر نشوي باختي؛ اگر پولدار شوي باختي اگر فقير بماني باختي؛ اگر مشهور شوي باختي اگر گمنام بماني باختي؛ اگر سر كار بروي باختي، اگر بيكار باشي باختي. اينجا من از دوستان و آشنايان و همسالانم هيچ احدي را نمي‌شناسم كه احساس كند در زندگي خود «برده» است! تو، اگر دوست من بودي، تنهاترين آنها بودي كه 26 ساله در زندگي‌ات برده بودي. اينجا 26 ساله‌ها يا ترك وطن كرده‌اند يا مشغول خدمت مقدس به نظام، يا بيكارند يا بيگاري مي‌دهند، يا سرسپرده چماق به دست‌اند، يا آزادي‌خواه ستاره‌دار. اينجا يا انتخابي نيست يا اگر هست دست خودت نيست. اينجا نمي‌توان ايده‌اي داشت، اگر ايده‌اي بود نمي‌توان برنامه‌اي داشت، اگر برنامه‌اي بود نمي‌توان فرصتي يافت، اگر فرصتي بود نمي‌توان اجرا كرد، اگر توان اجرا بود، اجازه اجرا نبود.
باور كن دوست من، روزهايي كه جسم تو خسته از عملگرايي تكنولوژيكي بود، درون من هر روز ساعت‌ها غرق در نظرگرايي هويتي خود بود تا راه چاره‌اي براي اين من وامانده بيابد. دنيا پر است از توجيه. به اندازه تعداد تمام انسان‌هاي روي زمين توجيه براي زندگي كردن وجود دارد.
اينجا همه در تنهايي خود آرزوهايشان را حبس كرده‌اند. اينجا ديگران قاتل استعدادهايت هستند. اينجا پيش هر كسي و هر جايي و هر زماني، تو بايد آن چيزي باشي كه نيستي. آنقدر نقش بيمار بازي كني تا بيمار شوي. در اين گوشه دنيا، رفقاي هم‌سن تو هر يك به رخوتي گرفتارند. هر روزمان، يك سال باخت و هر سال‌مان يك عمر خستگي است.
راستي رفيق، من 25 ساله‌ام... مي‌توانستيم دوست هم باشيم. چايي بخوريم، فيلم ببينيم، خيابان گز كنيم، زندگي‌هاي كاريكاتوري مسخره ببينيم و خون دل بخوريم ولي خدا رو شكر، براي تو، كه با من نيستي....
هي رفيق... فردا كه صبح در آينه به خود گفتي «سلام» به ياد داشته باش كه اينجا «سال‌هاست آينه‌ها شكسته‌اند...»
پ.ن:
1. دست به دست كنيد برسه به دست گيرنده!
2. اينجا من، يك من عام بود!
3. اين نامه مدت‌ها بود مي‌خواست نوشته بشه ولي روزها مي‌گذشت

۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

نگاهی متفاوت به خیابان های تهران

شانزده آذر به انقلاب ختم می شود.ادامه ی انقلاب به آزادی می رسد..اما تا رسیدن به خود تندیس آزادی باید همچنان ادامه داد. جمهوری اسلامی با آزادی فاصله دارد.در حالیکه در ظاهر با هم در یک امتداد هستند اما فاصله مطمئنی باهم دارند.جمهوری اسلامی با رسیدن به خیابان رودکی تمام می شود اما آزادی همچنان ادامه دارد. انگار که جمهوری اسلامی تمام توانش در همراهی با آزادی تا همان رودکی بوده است.ملت خیابان کوتاهی است که با رسیدن به خیابان جمهوری اسلامی پایان می پذیرد.سفارت انگلیس هم در خیابان جمهوری اسلامی قرار دارد.سفارت روسیه با اینکه در نوفل لوشاتو قرار دارد اما آن هم به جمهوری اسلامی نزدیک است.اگر از انقلاب به آزادی و جمهوری اسلامی بخواهید برسید٬ مسیرها در تضاد با یکدیگر هستند.برای رسیدن به آزادی باید انقلاب را ادامه داد و برای رسیدن به جمهوری اسلامی باید از آزادی و انقلاب فاصله گرفته و انقلاب را رو به پایین رفت.. ضمنا دانشگاه و پارک دانشجو چقدر به انقلاب نزدیک هستند. خیابان ایران هم خیابانی است که فقط عده ای خاص با عقایدی خاصتر در آن جای دارند. پاسداران همان سلطنت آباد سابق است.فقط اسمش عوض شده. جهت همان جهت و شیب همان شیب است.خیابان نبرد به پیروزی می رسد. خیابان پیروزی که ابتدای آن میدان شهداست. و برای رسیدن به فرجام از هنگام باید رفتجالب بود نه؟؟؟ انگار قبلا (اوایل انقلاب) یکی با مهارتی خاص این اسامی را انتخاب کرده

۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

پیش به سوی موفقیت با قوانین موفقیت !


پیش به سوی موفقیت با قوانین موفقیت !
دی ۱م, ۱۳۸۹ ملیکا بینا
قانون انگیزه: هرچه می گویید یا انجام می دهید، از تمایلات درونی شما سرچشمه می گیرد. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص کرد تا با یک برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.
قانون انتظار: اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در محیط پیرامون تان داشته باشید آن چیز به وقوع می پیوندد. شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد.
قانون تمرکز: هرچیزی که روی آن تمرکز کرده و به آن فکر کنید، در زندگی واقعی شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که واقعاً طالب آن هستید.
قانون تفکر مثبت: برای رسیدن به موفقیت، تفکر مثبت امری ضروری است. شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.
قانون انتخاب: زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است. چون همواره در انتخاب افکار خود آزاد هستیم، کنترل کامل زندگی و تمامی آنچه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.
قانون تغییر: تغییر غیرقابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قربانی آن.
قانون خدمت: پاداش هایی که می گیرید، با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد. هرچه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار کنید و توانایی های خود را افزایش دهید، در عرصه های مختلف زندگی خود بیشتر پیشرفت می کنید.
قانون علت و معلولی: هرچیزی به دلیلی رخ می دهد. برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی علت یا علت های به خصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید و چه نداشته باشید. چیزی به نام اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را که بخواهید می توانید انجام دهید، به شرط آن که تصمیم بگیرید دقیقاً چه می خواهید و سپس عمل کنید.
قانون ذهن: شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید پس همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعاً طالب آن هستید.
قانون باور: هر چیزی را که عمیقاً باور داشته باشید، به واقعیت تبدیل می شود. شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید، بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید.
قانون ارزش ها: نحوه عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آنچه ارزش هایی را که واقعاً به آن اعتقاد دارید بیان می کند، ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها، اعمال و انتخاب های شما به ویژه هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
قانون تاثیر تلاش: همه امیدها، رویاها ، هدف ها و آرمان های ما در گرو سختکوشی است. هرچه بیشتر تلاش کنیم، موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد.
قانون آمادگی: در هر حوزه ای موفق ترین افراد، آنهایی اند که وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارها می کنند. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است.
قانون حد توانایی: شاید برای انجام همه کارها وقت کافی وجود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است. هرچه بیشتر کار کنیم کارآیی بیشتری پیدا می کنیم. اما باید اموری را برعهده بگیریم که در حد توان ما باشد.
قانون تصمیم: مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می‌شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشیم.
قانون خلاقیت: ذهن ما می تواند به هرچیزی که باور داشته باشد دست یابد. هرنوع پیشرفتی با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی ما در خلق ایده ها نامحدود است، آینده نیز محدودیتی نخواهد داشت.
قانون استقامت: معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شکست ها وناامیدی ها است. استقامت ویژگی اساسی موفقیت است. اگر به اندازه کافی استقامت کنیم، طبیعتا سرانجام موفق خواهیم داشت.
قانون صداقت: خوشبختی زمانی به سراغ ما می آید که تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنیم. همواره باید با آن بهترین ها که در درون مان وجود دارد صادق باشیم.
قانون انعطاف پذیری: در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید. در عصر تحولات سریع و رقابت شدید، انعطاف پذیری از ضروریات است.
قانون فرصت: بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موفقیت های زندگی به وجود می آید . پس بزرگ ترین فرصت ها به احتمال زیاد همیشه در دسترس ما است.
قانون خودشکوفایی: شما می توانید هرچه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید، بیاموزید. آنهایی که می آموزند توانا هستند.
قانون بخشندگی: هرچه بیشتر، بدون انتظار پاداش به دیگران خدمت کنید، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد. آن هم از جاهایی که اصلاً انتظار ندارید.(مِن حیثُ لا یحتسب) شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت خواهید شد که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان باارزشی هستید.
استقرار نظام پیشنهادها در هر سازمانی منافع خوبی دارد. برخی ازدستاوردهای آن عبارتند از:
- اشاعه فرهنگ همکاری داوطلبانه و خودجوش
- بهبود روحیه و انگیزه کارکنان
- افزایش میزان خلاقیت، نوآوری و ابتکار
- تقویت مسئولیت پذیری و تعلق سازمانی
- بهبود بهره وری، کیفیت و ارائه بهتر خدمات
- کاهش مقاومت در مقابل تغییر
- افزایش توانمندسازی مدیران و کارکنان
- افزایش پویایی و انعطاف پذیری
- و…

رموز جذابیت


رموز جذابیت
شهریور ۹م, ۱۳۸۹ ملیکا بینا

یکی از مهمترین رموز رسیدن به جذابیت این است که بدانیم جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌.شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی ! نگران نباشید این یک ویژگی کاملاً اکتسابی است که با در نظر گرفتن موارد زیر می توانیم بدست بیاریم:
ظاهری آراسته داشته باشید:
تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند.مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را خراب می‌کند.
بیشتر سکوت کنید:
غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند وبا صحبت کردن زیاد و بی جا به بی راه می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.
نرم و ملایم سخن بگویید:
هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی و زود جوش افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.
محترم باشید:
بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.زیاد شوخی نکنید اما بسیار لبخند بزنیدشوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد. متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی ، متانت و جذابیت است‌.
قاطعیت! یعنی جذابیت‌:
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.آسان بود، این طور نیست‌؟ فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ها باشید.پس شروع کنید؛دست به کار بشوید!
برگرفته شده از تبیان نت
منبع : زیبا شو دات کام
این مطلب را به اشتراک بگذارید:

۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه

پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور

۰۲,۱۰,۱۳۸۹
.شبکه تلویزیونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است:۱ـ غلام حسین الهام:۲۵ میلیون دلار در دوبی،۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس،۰.۷ میلیون دلار در بیروت۲ ـ س. ح. پناهی: ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی۳ ـ مسعود کاظمی: ۴۵ میلیون دلار در آلمان، ۴.۲ میلیون دلار در دوبی۴ـ علی هاشمی بهرامیان:۵.۲ میلیون دلاردر کویت،۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی۵ ـ محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو درترکیه۶ ـ مهدی احمدی نژاد:۱۸ میلیون ایورو در بلژیک،۴۵ میلیون ایورو در سوئیس،۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت۷ـ نازیه خامنه ا ی:۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون ایورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس۸ ـ صادق محصولی:۱۴ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون ایورو درمالزی۹ ـ مجتبی خامنه ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، ۲.۲ بیلیون ایورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس۱۰ ـ حسین معادی خواه ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی۱۱ ـ عیسی کلانتری :۳.۲ میلیون ایورو در بلژیک، ۱.۲ میلیون دلار در ایتالیا۱۲ ـ حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا۱۳ ـ مسعود حجاریان کاشانی ۹۲ میلیون دلاردر استرالیا،۱۳.۷ میلیون دلاردر قطر۱۴ ـ سردار احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)۱۵ ـ عباس کدخدائی: ۲.۵ میلیون دلارایتالیا،۷.۱ میلیون دلاردر کویت، ۳.۲ میلیون دلار دوبی۱۶ ـ مجتبی مصباح یزدی:۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار الناخال کمپانی۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا۱۷ ـ علی مصباح یزدی : ۴۵ میلیون دلار امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند دربانک انگلیس،۷۵ میلیون دلار در افریقای جنوبی ، ۱۱۰میلیون ایورو آلمان۱۸ ـ حسین فیروز آبادی:۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلارترکیه،...۱۹ ـ پرویز فاتح ۱۶ میلیون دلار ترکیه، ۵.۲ میلیون ایورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار سوئیس۲۰ ـ حسین شاجونی:۶۶.۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱.۲ میلیون دلار در بیروت ۸ میلیون دلار مالزی۲۱: حبیب الله عسگراولادی : ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی۲۲ ـ حسین جنتی:۲۲۸ میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیارد دلار درژاپن ۳۲ میلیون دلار در مالزی۲۳ـ سکینه خامنه ای ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلاردر قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی۲۴ـ اسفندیار رحیم مشایی: ۵.۲ میلیون دلار در آلمان ۳۲ میلیون دلار درایتالیا، ۴۱ میلیون دلار دردوبی۲۵ ـ ح. محمدی اقائی: ۴۸.۴ میلیون دلار در دوبی، ۲.۴ میلیون دلار دربیروت،۵۶ میلیون ایورو در اسپانیا۲۶ ـ علی اکبر ولایتی:۲۴۴ میلیون ایورو در المان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی۲۷ ـ محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار دردوبی، ۴۸ میلیون دلار درآلمان، ۴۳ میلیون دلار درایتالیا۲۸ـ محسن هاشمی بهرامانی: ۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک۲۹ ـ محسن هاشمی ثمره: ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵.۹ میلیون دلار درمالزی۳۰ ـ علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی۳۱ ـ عباس آخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت۳۲ ـ محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار درکویت، ۹۲ میلیون دلاردر کویت۳۳ـ حمید حسینی:۳۰ میلیون دلارمالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا۳۴ ـ محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۱ میلیون پوند در....۳۵ ـ محمود حسینی: ۳.۲ میلیون دلار درترکیه، ۱۱.۴ میلیون دلار در کویت۳۶ ـ مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی۳۷ ـ کامران دانشجو: ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷.۲ میلیون دلار در مالزی۳۸ ـ احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی۳۹ ـ یدالئه جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۵ میلیون دلار درهند،۲۳ میلیون دلار در پرتقال۴۰ ـ غلام رضا فیاض: ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴۰.۹ میلیون دلار در کویت۴۱ ـ رضا فیاض: ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا۴۲ ـ علی مباشری: ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت۴۳ ـ محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی۴۴ ـ فرهاد دانشجو : ۲.۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵.۶ میلیون دلار در ترکیه۴۵ ـ خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک۴۶ ـ حمیدی حسینی:۴.۲ میلیون در مالزی، ۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی۴۷ ـ محمد باقری خرازی:۱۲۰میلیون دلار در لبنان،۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی۴۸ ـ مهدی هاشمی ثمره:۵.۷ میلیون دلار در ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت۴۹ ـ حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی۵۰ حسین موسوی اردبیلی: ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی۵۱ـ علی مبشری: ۷ میلیون ایورو در استرالیا،۲۲.۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی۵۲ ـ حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس۵۳ ـ حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی،۷ میلیون دلار درهند۵۴ ـ کامران دانشجو: ۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی۵۵ـ داوود احمدی نژاد ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه۵۶ ـ عبدالئه عراقی: ۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس۵۷ ـ بهاالدین حسینی هاشمی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۸۰ میلیون دلار در مالزی۵۸ ـ محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلاردرعمان، ۴۵ میلیون دلار در عربستان سعودی۵۹ ـ احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متخده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس۶۰ ـ علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس۶۱ ـمرتضی رفیق دوست: ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد۶۳ ـ م. ح.پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه،۱۲ میلیون دلار در مالزی،۶۴ ـ فاطمه عسگر اولادی: ۴۳ میلیون دلار در قطر،۱۶ میلیون دلار در ترکیه۶۵ ـ علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نامشخص در بانک سوئیس۶۶ ـ یاسر بهرامانی هاشمی: ۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی۶۷ ـ غلام علی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲.۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی

var obj = SHARETHIS.addEntry({
title: "پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور",
url: "http://enghelabe-eslami.com/آخرین-اخبار/6485-2010-12-23-14-54-17.html",
description: "",
updated: "0000-00-00 00:00:00"
}, {button: true});
var id = "sharethis_" + obj.idx;
var x = document.getElementById(id);
obj.attachButton(x);

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

شب دهم 88الگويي براي روزدهم 89


اگريادتان باشدسال گذشته درشب دهم محرم درجماران زماني که سيل جمعيت تاساعت24يکسره شعرميدادنند.همان اطلاع رساني بود که چنان روزدهمي(عاشورايي)رارقم زد پس شب دهم اطلاع رساني يادتان نرود.شهدا نظاره گرند

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

روزدهم
















روزدهم رااين بارنه سرخ که آنراسبزميکنيم..........فقط يک لحظه ياد شهداي جنبش رامرورکنيد