۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

تجاوز به زندانیان چگونه شکل گرفت

حسین فدائی در تاریخ هشتم تیرماه 88 موفق به دریافت فتوایی از خامنه ای شد که بر اساس آن هر گونه رفتاری با زندانیان از جمله تجاوز به آنها مجاز شد. فدائی از جمله خودباختگان کم مقدار استبداد است که با دریوزگی در پیشگاه دیکتاتور می خواهد راه پیشرفت را برای خود باز کند. امثال افراد بی هویت و بی ریشه ای مثل فدائی هستند که دیکتاتورها همواره از حرص بی پایان آنها برای خوش خدمتی و ارتقاء در نردبان قدرت بهترین بهره را برده و اهداف شوم خود را بر گرده این بردگان خودفروخته محقق نموده اند.
او که بهنگام روی کار آمدن جمهوری اسلامی 23 سال بیشتر نداشته برای بالا کشیدن خود از هیچ کاری فروگزار نکرده است. وی در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس در بهمن ماه 87 آنچنان چهره دروغگو و رذلی از خود بنمایش گذاشت که اگر حکومت یک حکومت سالم بود بلادرنگ وی را از نمایندگی مجلس خلع نموده و برای رسیدگی به اکاذیبش به دادگاه می فرستاد، ولی حکومت تشکیل شده از امثال همین افراد است و چنین رفتارهایی برایشان غیرعادی نیست.
وی در این مصاحبه صدها دروغ سرهم می بافد تا از خود سابقه مبارزاتی دروغینی را جعل نماید و از آن برای بالا رفتن در هرم قدرت سودجویی کند، وی گروههای متعدد مخفی تاسیس کرده «در این فضا برای این كه ثابت كنیم مجاهدین واقعی هنوز در صحنه باقی هستند ما فكر كردیم گروهی به اسم سازمان توحیدی خلق ایران تاسیس كنیم» و قصد داشته در 20 سالگی 100 مکان مهم رژیم شاه را همزمان منفجر کند که رابط آیت الله خمینی بدست و پای وی افتاده و مانع می شود «در سال 54 تصمیم گرفتیم وارد فاز نظامی شویم و در یك روز حدود 100 مكان را منفجر و به آتش بكشیم. قبل از انجام این كار از آقای شاه‌آبادی سؤال كردیم ایشان 3- 2 روز فرصت خواستند بعد جواب آوردند كه حضرت امام راضی نیستند، ما به دنبال علت هم نبودیم، گفتند كه امام موافق نیست ما هم انجام ندادیم».، البته از اینهمه سازمان و گروه هیچ نشانی نمانده زیرا هر بار با یک اسم مستعار اعلامیه می داده اند «ما به اسمهای مختلف مثل ابوذر، مقداد و.... اطلاعیه می دادیم. پای اطلاعیه‏هایی كه چاپ می‏كردیم هر دفعه یك اسم می‏گذاشتیم. این بار كه اطلاعیه به نام گروه توحیدی رضایی بود دستگیر شدیم و عده‌یی تصور كردند كه اسم گروه ما، "رضایی" است»، فعالیتهای زیادی در سر داشته اند که سرانجام منجر به اجرای تئاتری می شود که در آن تئاتر بطور مستقیم به سیاستهای شاه طعنه می زده اند! «در گروه تئاتر ما نمایشنامه‏اش مردم را نسبت به ظلم حاكم تحریك می‌كرد»، بدلیل مجهولی که برای خودش هم روشن نیست بزندان می افتد «یكی از دوستان بدون هماهنگی گروه در سربازی اسلحه ‌یی را از اسلحه خانه می‌دزدد و لو می‌رود و ما فرار كردیم و من در شیراز دستگیر شدم»، با اینکه در شیراز دستگیر شده تنها فردی است که بدون رفتن به زندان ساواک در شیراز و تشکیل پرونده و بازجویی اولیه که روال کار بوده استثنائاً یکراست روانه اوین می شود و همه کاره زندان شده و با آن سن کم همه مبارزین قدیمی را اداره کرده و به آنها خط می داده و با وجود اینکه در زندان بوده از همانجا ترتیب تهیه سلاح برای مبارزین را می داده و علیرغم اینکه آخرین دسته زندانیان سیاسی در 30دی57 از زندان آزاد شدند قهرمانانه و تک و تنها در اوین باقی می ماند تا: «تا روز 22 بهمن 57 كه مردم درب زندان را شكستند ما را آزاد كردند».
حوادثی را در زندان بخاطر می آورد که هیچگاه در عالم واقعیت حتی اتفاق هم نیفتاده اند: «در سال57 بود. بحث حقوق بشر كارتر مطرح شده بود و هیأتی از آمریكا بودند كه به سرپرستی وزیر دادگستری آمریكا برای بازدید از زندانها آمده بودند كه از زندان قصر نیز دیدن كردند. در اتاق بزرگی همه جمع شدند مسعود رجوی صحبت كرد و گفت "ما چیزی نمی‌خواهیم مردم ما یك حكومت دموكراتیك مثل حكومت شما می‌خواهند». آمریکا وزیر دادگستری ندارد و هیچ نماینده ای از آمریکا نیز در سال 57 با از زندان ایران بازدید نداشته است.
وی در مصاحبه اش با خبرگزاری فارس بارها خبرنگار آنها را باعتراض وا می دارد که اوج مچ گیری این خبرنگار از دروغ بافی های فدایی در خصوص خاطره وی از رجوی است: «من كمر درد داشتم، بهداری زندان تصمیم گرفت مرا به بیمارستان 504 ارتش ببرد با ماشینی كه دور تا دور آن بسته بود رفتیم. یك نفر دیگر را دستبند زده و كنار من بود متوجه شدم مسعود رجوی ا‌ست. مجاهدین خلق در زندان تبلیغ می‌كردند كه روحانیون مرتجع هستند دلیلشان این بود كه روحانیون با نگهبانان زندان گفتگو و خوش و بش دارند در حالی كه ما نباید با اینها مراوده و صحبت داشته باشیم! اما در خفا به گونه‌یی دیگر رفتار می‌كردند در ماشین مسعود رجوی با نگهبانان دل می‌داد و قلوه می‌گرفت و یكسره در حال گفتگو بود. با وی داخل ماشین یكسری حرفهای مبارزاتی رد و بدل كردیم و وارد بیمارستان شدیم، قد بنده بلندتر از رجوی بود. چشم بسته روی صندلی نشسته بودیم. مسعود رجوی بلند شد چون دستبندمان مشترك بود من هم مجبور شدم بایستم. بعد متوجه شدم كه چشم او باز بوده كه توانسته اطراف را ببیند، ایستاد و با یك سرهنگ مشغول صحبت شد یادم است كه آن سرهنگ هم قد كوتاهی داشت».
خبرگزاری فارس: «چگونه متوجه شدید؟ با چشم بسته چطور او را دیدید؟» اما فدایی كه در پررویی و دریدگی چیزی كم ندارد بلافاصله جواب می دهد: «لباس بلوزم(!) را روی سرم انداخته بودند كه جایی را نبینم چون از نظرقد و اندازه از آن دو نفر بلندتر بودم چون دستبندمان مشترك بود من هم مجبور شدم بایستم و توانستم آنها را ببینم».
فدائی با همین روحیه پاچه خواری توانست در سال 58 خود را بعنوان خدمتگزاری شیفته وارد زندان اوین کرده و بعنوان بازجو در بند 209 مشغول بکار شود. وی بعد از مدتی بدلیل تندرویها و شکنجه های وحشیانه و کشتن 2 نفر از زندانیان زیر شکنجه بدون اینکه مجازات شود از شغل بازجویی مرخص و به رشد قارچ گونه خود در حکومت ادامه داد، وی در حال حاضر بر یک امپراتوری مالی شخصی حکومت می کند و وحشت اینکه در صورت بروز تغییراتی در حکومت این ثروت بادآورده از کفش برود حاضر بانجام جنایاتی شد که نام ننگینش را با لعنت و نفرین ابدی در هم آمیخت.
تصور کنید که چنین فرد شیفته قدرتی را به مسئولیت شکنجه گاه کهریزک بگمارند، وی برای خودنمایی و چاپلوسی چه وحشیگری هایی که نخواهد کرد.
فدایی بعنوان فرمانده اردوگاه کهریزک تلاش کرد تا چنان خوش خدمتی نسبت به ارباب نشان دهد تا بلادرنگ وی را به مقاماتی عالیتر منصوب نمایند. او به همراه طائب گزارشی از زندان کهریزک و اعترافات زندانیان تهیه نموده و به محضر رهبر رفته و از وی کسب تکلیف نمودند که با توجه به قصد اغتشاش گران برای سرنگونی رهبر و برچیدن ولایت فقیه حکم آنها چیست و خامنه ای نیز حکم بر محارب و مرتد بودن این افراد داد تا دست بازجویان از هر حیث باز باشد. یکی از جنبه های این حکم به ارتداد این است که زندانیان عنوان زندانی را از دست داده و عنوان برده پیدا می کنند و احکام بردگان و کنیزان بر آنها جاری می شود.
رفتارهایی که حکومت از خود بُروز می دهد بر پایه نحوه تفکر و اعتقاداتی است که دارد. همانگونه که خامنه ای با تکیه بر اینکه رای یک اقلیت صالح و آگاه بر رای اکثریت ناصالح و ناآگاه برتری دارد و بهمین دلیل به خود اختیار می دهد که برای حکومت مصلحت اندیشی کرده و آن فردی که مصلحت حکومت است را از صندوقهای رای بیرون بکشد، در مورد وابسته بودن اغتشاشات به بیگانگان و دشمن و محارب بودن اغتشاشگران نیز بر اساس دیدگاههای خود عمل خواهند کرد. باید دید که نحوه برخورد حکومت با چنین افرادی بر چه اساسی است:
«اگر امر دائر شود بین اینكه دشمن شكست خورده را بكشند یا اسیرش كنند، كدام انسانی‌تر است؟ دشمنی كه اسیر شده اگر او را آزاد بگذارند باز همان فتنه را به پا خواهند كرد، اما اگر وی را بكشند ادامه حیات و بازگشت به رویش بسته می‌شود، ولی اگر برده باشد ممكن است تدریجاً در دارالاسلام تربیت شود و به صورت انسان شایسته‌ای درآید. به هر حال مسأله بردگی فی‌الجمله در اسلام پذیرفته شده است و ما از آن دفاع می‌كنیم. (مصباح‌یزدی)
حكم بردگی تنها منحصر به حاضران در میدان جنگ یا نظامیان نیست، بلكه كلیه ساكنان دارالحرب اعم از نظامی و غیرنظامی، زن و مرد، كودك و كهنسال مشمول حكم فوق هستند. یك برده، غلام و كنیز ملك مولای خود هستند و مالك شرعاً مجاز است هرگونه صلاح می‌داند در ملك خود تصرف كند. در هیچ‌یك از تصرفات مولی رضایت مملوك شرط نیست. مالكیت مرد نسبت به برده مؤنث در حكم ازدواج با وی است. بنابراین هرگونه استمتاع (بهره برداری) جنسی مرد از كنیزانش جایز است. در این روابط جنسی اولاً رضایت زن مطلقاً لازم نیست، ثانیاً لازم نیست كنیز مسلمان یا از اهل كتاب باشد، حتی اگر كنیز كافر و مشرك هم باشد، این روابط مجاز است. (العروه الوثقی)
خامنه ای در حقیقت با دادن این حکم، دست جلادان کهریزک و اوین و سایر شکنجه گاهها را باز گذاشت تا هر کاری دلشان می خواهد با بردگان و کنیزان بکنند که تجاوز به آنها هم جزئی از این حکم بود تا بقول مصباح یزدی «تدریجاً در دارالاسلام تربیت شود و به صورت انسان شایسته‌ای درآیند».
تقریباً از دهم تیرماه با استناد به حکم خامنه ای و بکارگیری مزدوران عرب لبنانی و فلسطینی که برای گذراندن دوره های نظامی در ایران هستند سیاه ترین و تلخ ترین و شنیع ترین برگهای تاریخ جمهوری اسلامی ورق خورد و زندانیان بطور گسترده ای مورد تجاوزهای وحشیانه قرار گرفتند.
متاسفانه شهید محسن روح الامینی نیز یکی از قربانیان این حکم بود و مقاومت سرسختانه وی در برابر این بی حرمتی به کشته شدن وی انجامید.
مدافع سرسخت این روش شکنجه و تحقیر شخصیت شخص طائب فرمانده بسیج است و وی اخیراً بعد از نامه افشاگرانه کروبی به پاسخ گویی برآمده و اظهار نموده که تجاوز به زندانیان فقط از راه شهادت 4 شاهد عادل قابل اثبات است که نشان می دهد این افراد تا چه حد سقوط اخلاقی کرده اند و از اعمال ننگین خود بوحشت افتاده اند. طبق این نظریه طائب اگر روزی دختر وی با سر و وضع آشفته و اندامی مجروح بخانه آمده و برای پدرش تعریف کند که توسط افرادی ربوده و مورد تجاوز قرار گرفته است، اولین سئوال طائب از وی این خواهد بود که آیا در صحنه تجاوز 4 شاهد عادل وجود داشت؟ اگر نتوانی 4 شاهد عادل معرفی کنی 80 ضربه شلاق خواهی خورد!
وحشت حکومت از افشای این جنایت شرم آور بحدی بوده که بطور گسترده ای نسبت به آن واکنش نشان داده و همه افراد خودشان را وادار نموده اند که این رخداد شوم را از پایه و اساس تکذیب کنند و همزمان کروبی و افشاگران را تهدید کنند.اظهارات طائب و سایر خائنین نشان می دهد که راه هر گونه پیگیری بسته است. هر فردی که مراجعه نموده و شکایت کند که به وی در زمان بازداشت تجاوز شده شکایتش را بشرطی قبول می کنند که 4 شاهد عادل داشته باشد و در غیر این صورت 80 ضربه شلاق هم خواهد خورد. بیشرمانه تر از این برخورد را هم می توان سراغ داشت؟
مبنای احکام دادگاههای انقلاب و حکام شرع در 99 درصد حکمهایی که صادر می کنند بر اساس «علم قاضی» است که در قانون گنجانده اند، علم قاضی که عقب افتاده ترین قانون و ظالمانه ترین روش قضاوت است به قاضی این اختیار را می دهد که اگر برای وقوع جرمی، خود متهم اقرار نکرد و شاهدی هم وجود نداشت و از طریق دیگری هم نتوانستند آن اتهام را ثابت کنند قاضی بر اساس میل شخصی و توصیه بازجویان (علم قاضی) حکم به محکومیت خواهد داد. هزاران فقره اعدام و زندان و شلاق در این نظام صرفاً بر اساس علم قاضی صادر شده ولی برای احقاق حقوق افرادی که باسارت این ظالمین درآمده اند 4 شاهد آنهم از نوع «عادل» لازم است.
باید همه ایرانیان با هر عقیده و مرامی که دارند باید قربانیان این فاجعه را برادران و خواهران خود دانسته و این اهانت را اهانت به ناموس خود بدانند و این رفتار را بشدت محکوم و جنایت حکومت را در تمام دنیا فریاد زده و خواستار محکومیت آنها و مجازات همه متجاوزین شوند.
دیر نیست روزی که فدایی ها و طائب ها در محضر عدالت محاکمه شوند و آنروز اگر از این افراد سئوال شود که آیا باید با شما بر اساس قوانین شرعی و قانون مجازات اسلامی رفتار شود پاسخ خواهند داد که خیر، باید ما را بر اساس قوانین بین المللی و حقوق بشر و روال انسانی محاکمه و مجازات کنید. البته من در مقامی نیستم که به این افراد بگویم بر اساس چه قانونی محاکمه و مجازات خواهند شد ولی این وعده را می دهم که دادگاههای آنها علنی و عمومی خوهد بود و این تنها شکنجه ای است که باید تحمل کنند تا در چشمان فرزندان و بستگانشان بگویند از جنایتهای کهریزک و آنچه با فرزندان این ملت روا داشتند.

تجاوز جنسی بدتر است یا قتل؟



با افشاگری مهدی کروبی در مورد فجایع رخ داده در بازداشت‌گاه و اشاره‌ی ایشان به اخبار مربوط به تجاوزهای جنسی، فضای سیاسی التهاب بیشتری پیدا کرده است. انعکاس این اخبار در خارج از کشور نیز گسترده‌تر بوده است. اگر چه در هیچ جایی بیان نشده است، اما از شدت گرفتن اعتراضات اخیر می‌توان درک کرد که از نظر بسیاری از نخبگان گویا تجاوز جنسی مسأله‌ای شرم‌آورتر از کشتار است. به هر حال بسیاری از آنان تا زمانی که صحبت از قتل بود اعتراضات چندانی نکردند و با مطرح شدن این موضوع است که عده‌ای حتا به مجلس خبرگان متوسل شده‌اند. البته هر دو عمل رفتاری غیرانسانی و ناپذیرفتنی است و هیچ حکومتی به راحتی نمی‌تواند دامان خود را از این اتهامات پاک کند. بحث من صرفاً مقایسه‌ی این دو نوع جنایت است. از نظر حقوقی و تا حدودی فرهنگی اهمیت دارد که تجاوز جنسی را چیزی فراتر از قتل انسان‌ها ندانیم. زمانی که تجاوز جنسی هم‌تراز با قتل انگاشته شود قربانی تجاوز برای دفاع از خود ممکن است به قتل متجاوز هم مبادرت کند. (این بحث‌ بدیهی است در شرایط تجاوز سازمان‌دهی شده در بازداشت‌گاهی که هیچ کاری از دست قربانیان برنمی‌آید و صدای‌شان به جایی نمی‌رسد، مصداقی پیدا نمی‌کند. البته تجاوز جنسی معمولاً در شرایط خاص رخ می‌دهد.) از سوی دیگر شخص متجاوز زمانی که جرم خود را هم‌تراز با قتل بداند برای پاک کردن مدارک جرم ممکن است دست به قتل هم بزند. (این موضوع در مورد مجازات اعدام قاچاق‌چیان هم صادق است، وقتی قاچاق‌چی می‌داند در صورت دستگیری اعدام خواهد شد حتا به قتل عام پلیس هم دست خواهد زد، بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!) برخی از خانم‌هایی که در معرض تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند به قتل متجاوز مبادرت کرده‌اند و حالا در دادگاه‌ها منتظر حکم نهایی هستند. این‌ها مدعی هستند که در مقابل تجاوز جنسی دست به دفاع زده‌اند و در نتیجه جرمی مرتکب نشده‌اند. برخی از حقوق‌دانان و فمینیست‌ها هم از این متهمان حمایت می‌کنند. تا جایی که به جلوگیری از اعدام بینجامد این حمایت‌ها به‌جا و شایسته است، اما کم‌کم باید بپذیریم که در مقابل خطر تجاوز جنسی هم نباید دست به قتل زد. به هر حال قتل از تجاوز جنسی جنایت بزرگ‌تری است.

گفت‌وگو با یکی از بازداشتی‌ها: اعدام‌های نمایشی، خودکشی زندانیان و خوابیدن روی آسفالت

يکشنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۸


مصاحبه‌یی که در پیش رو دارید، با یکی از بازداشتی‌های دو ماه اخیر گرفته شده است. برای امنیت شخص مصاحبه شوند، نام و مشخصات وی محفوظ است.

نحوه‌ی بازداشت شما چه‌گونه بود؟

من ساعت 10 شب در یکی از خیاب‌ن‌های فرعی گیشا "کوی نصر" توسط نیروهای موتور سوار لباس شخصی و ضد شورش بازداشت شدم و با ضرب به وسیله‌ی شوکر و باتوم به کلانتری 127 منتقل شدم.

همراه شما فرد دیگری نیز بازداشت شد؟

البته ، من در زمانی که بازداشت شدم به همراه بیش از 20 نفر به کلانتری منتقل شدم.

گفتید از ابتدای بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفتید می‌توانید بیش‌تر توضیح دهید؟

بله از ثانیه‌یی که بازداشت شدیم نیروهای لباس شخصی با باتوم به ما حمله‌ور شدند و بدون این‌که دلیلی وجود داشته باشه ما را کتک می زدند. می‌گفتند شما آشوب‌گر هستید و موتورهای پلیس را به آتش کشیدید در حالی که حداقل من روح‌ام هم از این جریان اطلاع نداشت.

در تظاهرات شرکت کرده بودید؟

نه من فقط می‌خواستم عرض خیابان را طی کنم تا به منزل یکی از بسته‌گان‌ام بروم که بازداشت شدم و بیش از 25 روز را در بازداشت گذراندم. بدون دلیل و بی گناه.

زمانی که بازداشت شدید با شما چه‌گونه برخورد شد؟

بعد از این‌که به کلانتری منتقل شدیم ما را به بازداشت‌گاه فرستادند و در اتاقی که ظرفیت 10 نفر را داشت بیش از 25نفر را نگه‌داری می‌کردند. ساعت 3 شب تمامی افراد را از بازداشت‌گاه بیرون آوردند و به حیاط بردند. با دست‌بند همه‌ی ما را، رو به دیوار کردند و شروع کردند به کتک زدن. سربازها هم ما را می‌زدند و در حین زدن شروع به فحاشی می‌کردند و می‌گفتند به خاطر شما سه شب است که نخوابیدیم و دائم در آماده‌باش هستیم. به خاطر فشاری که در این چند روز بر آن‌ها وارد شده بود کنترل خودشان را از دست داده بودند تا می‌توانستند ما را کتک زدند. بعد از ضرب و شتم در حیاط کلانتری حدود 1 شب کسی که با لباس شخصی بود و خودش را از پلیس امنیت معرفی می‌کرد شروع به بازجویی از من و سایر افراد بازداشتی کرد و فقط یک سوال می‌پرسید چند موتور را به اتش کشیدی؟ وقتی جواب منفی می‌دادم و ابراز بی‌اطلاعی می‌کردم شروع به ضرب و شتم من می‌کرد و دود سیگارش را به صورت من هدایت می‌کرد. مرتب فحاشی می‌کرد و با الفاظ زشت من را تحقیر می‌کرد. از من نام و محل تولد و مدرک تحصیلی‌ام را پرسید. آن شب را در بازداشت‌گاه کلانتری گذراندم.

روز بعد چه اتفاقی برای شما و سایرین رخ داد؟

روز بعد به آگاهی شاپور منتقل شدیم و همه‌ی نفرات را به خط کردند و حدود یازده ساعت ما را روی آسفالت نشاندند به صورتی که کمرمان خم شده و سرهای‌مان روی زانو بود به حالتی که سر من با کمر نفر جلویی باید برخورد می‌کرد و هر کس که به بالا و یا طرفین را نگاه می‌کرد فورا با باتوم مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت و به سر و صورت‌اش می‌زدند. آن‌قدر با لگد به پاهای‌مان زدند که نمی‌توانستیم راه برویم و پاها‌ی‌ام کاملا کبود شده بود. تا ساعت 11 شب در حیاط اگاهی بر روی زمین نشسته بودیم. دراین مدت اصلا به ما آب و غذا ندادند. آن شب در حیاط آگاهی روی آسفالت خوابیدیم. فردای آن روز هم باز همین جریان اتفاق افتاد؛ از صبح تا ساعت یازده شب را بدون آب و غذا سر کردیم و ساعت 11 شب با چشمان بسته و دست بند به وسیله‌ی یک خودرو ون به پلیس امنیت منتقل شدیم.


در آگاهی شاپور چند نفر بودید؟

بیش از 500 نفر بودیم اما در پلیس امنیت در حدود 60 نفر بودیم. در پلیس امنیت باز هم مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم به طوری که بینی من از دو ناحیه شکست. رفتار وحشیانیه‌یی با ما داشتند. در مدت این سه روز آن‌قدر کتک خورده بودم که دیگر درد را حس نمی‌کردم .

آیا شما از حقوقی همچون تفهیم اتهام و حضور وکیل برخوردار بودید؟

به هیچ عنوان. ما فقط در این مدت با دست‌های بسته کتک می‌خوردیم بدون تفهیم اتهام. انگشت نگاری شدیم و از ما عکس‌برداری کردند و هر شش نفر را به یک سلول انفرادی در پلیس امنیت انتقال دادند. فردای آن شب، ساعت 4 باز هم به آگاهی شاپور منتقل شدیم در آن‌جا به تفکیک نفرات پرداختند. در جمع به همه اعلام کردند هر کس مصاحبه‌ی تلویزیونی انجام دهد و اعتراف کند که در تظاهرات‌ها حضور داشته و فریب خورده، پرونده‌ی وی را مختومه خواهند کرد. از میان افرادی که آن‌جا حضور داشتند، کسانی که تحصیل کرده بودند را بیش‌تر آزار می‌دادند. معتادان و یا کسانی که جای چاقو و یا خال‌کوبی روی صورت‌شان یا دست‌ها‌یشان بود را جمع کردند و برای مصاحبه بردند. در این میان 500 نفر بازداشتی جدید را هم که روز قبل دستگیر کرده بودند را به گوشه‌ی دیگر حیاط منتقل کرده بودند و با آن‌ها هم همان کاری را انجام می‌دادند که با ما در روزهای قبل انجام داده بودند .آن شب هم روی آسفالت آگاهی شاپور خوابیدیم .ساعت 3 شب از آگاهی شاپور با دست‌بند و چشم‌بند به زندان اوین منتقل شدیم. در هر اتاق 8 نفر جا داده شدیم. بعد از یک شب، به قرنطینه‌ی 1 زندان اوین منتقل شدیم و تقریبا یک هفته در آن‌جا بودیم. وضعیت کمی به‌تر شده بود و دست‌رسی به حمام داشتیم. بعد از یک هفته ما را به قرنطینه‌ی 7 منتقل کردند.


آیا در ایام بازداشت در زندان اوین بازجویی و یا تفهیم اتهام شدید؟

بله در مدتی که در قرنطینه بودم 3 بار بازجویی شدم هر باز به مدت 6 ساعت. ابتدا بازجوی من بارها به من می گفت که اعتراف کنم تا از این وضعیت رها شوم و او در پرونده به من کمک کند . کلیه‌ی تماس‌های تلفنی من را آورده بودند. تمامی پیام‌های کوتاه‌ام را پرینت گرفته بودند و از من می‌خواستند که با مشاهده‌ی عکس‌ها نفرات را شناسایی کنم. فشارهای روانی بسیار بالایی به من وارد می‌کرند و از من می‌خواستند که بنویسم و اعتراف کنم که به ماموران نیروی انتظامی حمله کردم و موتورهای آن‌ها را به آتش کشیدم اما هیچ کدام از این‌ها، واقعیت نداشت .

در زمان بازداشت آیا کسانی بودند که از لحاظ روحی شکسته بشوند و یا علیه خودشان اعتراف کنند؟

من از روند پرونده‌ی کسی اطلاعی نداشتم اما در میان بچه‌هایی که آن‌جا بودند چند نفری توجه من را جلب کردند، نه به لحاظ اعترافی بل‌که به لحاظ روحی. یکی از کسانی که بعد از ما به اوین آورده بودند، شب کنار من خواب بود (البته این را هم بگویم به علت جمعیت خارج از ظرفیت بازداشت‌گاه شب‌ها ما چسبیده به هم و روی یکی از شانه‌های‌مان می‌خوابیدیم). از شدت لرزش بدن‌اش من بیدار شدم و بیدارش کردم. جوان 18 ساله‌یی بود و در خواب از شدت ترس هذیان می‌گفت. وقتی دلیل ترس‌اش را جویا شدم به من گفت که بعد از بازداشت‌اش او را به پلیس امنیت منتقل کردند و چشم‌های او را بعد از ضرب و شتم بستند و برای اعتراف‌گیری از اون طناب دار را به گردن‌اش انداخته بودند و او را بالای یک چهار پایه برده بودند و دایم تهدید می‌کردند که چهار پایه را می‌کشند و اعدام‌اش می‌کنن و جسدش را نابود می‌کنند. طوری که خانواده‌اش هم متوجه نشوند. چند باری هم به پایه‌های چهارپایه ضربه زده بودند و حسابی این جوان را ترسانده بودند. دو نفر هم دست به خودکشی زدند. یکی به دلیل این‌که یک‌سال تلاش کرده بود و خود را برای کنکور آماده کرده بود اما در زمان کنکور خودش را به جای این‌که سر جلسه‌ی امتحان ببیند در زندان می‌دید و دیگری به دلیل این‌که خبردار شده بود مادرش به خاطر نداشتن خبر از فرزندش در ایامی که بازداشت شده بود، سکته کرده و یک نفر هم به خاطر مشکلات روحی خودش را حلق‌آویز کرد.

آیا از سرنوشت سه نفری که گفتید اطلاعی دارید؟

دو نفری که رگ‌های دست‌شان را زده بودند را به بهداری منتقل کردند و فکر می‌کنم که مشکلی برای‌شان پیش نیامد. اما از نفر سوم خبری نداشتیم .


در زندان اوین با شما چه برخوردی صورت گرفت؟


وضعیت بسیار بد بود. رفتار تحقیرآمیز زندان‌بانان و سربازان زندان به علت افزایش تعداد بازداشت شده‌گان از یک طرف، کمبود نیرو برای سر و سامان دادن به وضع زندانیان، کمبود جا و نبود امکانات اولیه‌ی بهداشتی از طرف دیگر از مواردی بود که می‌شود به آن اشاره کرد .


آیا از سوی مجامع بین‌المللی و نهادهای حقوق بشر با زندانیان دیداری انجام شد و اگر انجام شد بهبودی در وضعیت صورت گرفت‌؟


یک روز به ما گفتند که فردا قرار است نماینده‌گان سازمان ملل برای فیلم‌برداری به بازداشت‌گاه بیایند. همان روز به ما تیغ برای اصلاح دادند، اجازه دادند که تمامی افراد به حمام بروند و همان شب به بچه‌ها گفتند فردا اگر از وضعیت بد در دوران بازداشت سوالی شد باید جواب‌های‌شان منفی باشد و از وضعیت زندان اعلام رضایت کامل کنند. نباید از شکنجه شدن صحبتی داشته باشند، اعتراض نکنند و اگر چنین اتفاقی بیافتد روند پرونده‌شان به حالت تعلیق در خواهد آمد و آزادی‌شان به تعویق خواهد افتاد. ما هم فقط در این فکر بودیم که هر چه زودتر از این جهنم رهایی پیدا کنیم و سکوت کردیم.


زمانی را توضیح دهید که میگویید از طرف سازمان ملل برای بازدید از زندان آمدند


تنها روزی بود که لب‌خند بر لب زندان‌بان‌ها بود و با همه مهربانانه برخورد می‌کردند و همراه با غذای‌مان ماست پاستوریزه دادند. افراد سازمان ملل هم از بازداشت شده‌گان سوالاتی را در خصوص نحوه‌ی برخورد و شرایط زندان می‌پرسیدند که همه رضایت خودشان را اعلام می‌کردند از ما فیلم‌برداری کردند و رفتند .
در کل چند روز را در بازداشت بودید و چه اتهامی به شما نسبت دادند؟


من تقریبا 28 روز در بازداشت بودم و زمانی من را آزاد کردند که جایی از کبودی روی پاها و یا دست‌های‌ام نبود. فقط شکسته‌گی بینی‌ام بود که کبودی اطراف چشم‌های‌ام کمی از بین رفته بود. در نهایت با تودیع وثیقه و با اتهام شورش و تخریب اموال عمومی بدون هیچ‌گونه مدرکی تا روز دادگاه موقتا آزاد شدم.

همیت گرفتن Backup یا همان نسخه پشتیبان از فایل ها و درایوها و ... زمانی بیشتر به احساس می شود که کاربران به هر دلیل دچار مشکلی در سیستم و پی آمد آن نابودی اطلاعات خود شوند و آنگاه است که اگر از اطلاعات خود نسخه پشتیبان تهیه نموده باشند با خیالی آسوده با مشکل نابودی اطلاعات کنار آمده و با استفاده از همین نسخه اطلاعات نابود شده را به راحتی بدست می آورند. نکته دیگری که بسیاری از کاربران از انجام آن به نوعی شانه خالی می کنند نصب ویندوز می باشد که به دلایلی مانند گرفتن وقت و انرژی زیاد از کاربر و دردسر هایی بعد از نصب مانند نصب نرم افزار های دلخواه و درایور های سخت افزار سیستم و ... کار دشواری می باشد در حالی که براحتی می توان بعد از یک بار نصب ویندوز و نصب کلیه سخت افزار و درایور ها با گرفتن یک نسخه پشتیبان از سیستم عامل هرگاه سیستم دچار مشکل شد در کوتاه ترین زمان ممکن سیستم به همان حالت اول در آورد.
نرم افزار Norton Ghost برنامه جالبی است که به ما این امکان را می دهد تا از تمام هارد دیسک یا یک پارتیشن خاص ، Image بگیریم و در مواقعی همچون هنگامی که به یک مشکل جدی بر می خوریم یا زمانی که می خواهیم تنظیمات یکسانی را روی تعداد زیادی کامپیوتر انجام دهیم. مثلاً پارتیشن بندی یکسان، سیستم عامل و برنامه های یکسان و یا ...
Norton Ghost داده های کامپیوتر شما را از گزند هرگونه حادثه ای در امان می دارد و به شما امکان می دهد تا یک Image پشتیبان از هارد دیسک یا پارتیشن مورد نظر خود بگیرید.

قابلیت های کلیدی نرم افزار Norton Ghost 14.0.2.26325 SP2 Retail:
- تهیه Backup به صورت کامل از سیستم
- امکان گرفتن نسخه پشتیبان از کلیه فایلها و فولدرها
- توانایی آپدیت نسخه پشتیبان به این صورت که فقط از فایل هایی که تغییر یافته اند نسخه پشتیبان گرفته شود
- توانایی تنظیم زمان دلخواه یا بازه زمانی جهت گرفتن نسخه پشتیبان
- توانایی فشرده سازی و قفل کردن حرفه ای Backup ها
- قابلیت گرفتن نسخه پشتیبان از FTP
- امکان تهیه نسخه پشتیبان به طور مستقیم در محدوده متنوعی چون درایوهای هارد دیسک، داریوهای هارد USB ، ZIP و JAZZ
- گرفتن Image از از دو کامپیوتر از طریق شبکه ، کابل لینک پارالل و کابل لینک USB
- امکان تهیه نسخه پشیبان، بازیابی و نیز Clone کردن سیستم های فایل NTFS، FAT32، FAT یا سیستم فایل Ext۲/۳ مربوط به لینوکس
- بخش مرورگر Ghost امکان ویرایش Image File را در سیستم های فایل FAT و FAT32 می دهد
- و ...
جهت مشاهده آموزش و لينك دريافت لطفا به ادامه مطلب مراجعه كنيد




قبل از هر کاری CD یا Floppy بوت ویندوز 98 را در CD ROM یا Floppy Drive خود قرار دهید و سپس سیستم رو Restart کنید .(البته در پایان این طملب لینک دانلود فایل image برنامهbootable نورتن گاسNorton Ghost قرا داده شده است)

از روی کیبرد کلید Delete یا F2 یا F11 یا Escape ( به حسب مادربورد ) را چند بار فشار دهید تا صفحه ی Setup ظاهر شود .

در اینجا باید First Boot را روی Floppy یا CD ROM تنظیم کنید سپس کلید F10 یا End ( به حسب مادربورد ) ، و آنگاه گزینه ی

Yes را انتخاب کنید و از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید تا تنظیمات شما ذخیره شود .

هم اکنون سیستم شما Restart می شود ...

پس از چند ثانیه سیستم شما از روی Floppy یا CD ، بوت شده



از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید



همانگونه که در بالا نمایش داده شده ، نام درایو CD ROM من G می باشد .

در اینجا شما باید برنامه Ghost را اجرا کنید ...

فرض می کنیم که برنامه ی Ghost در درون درایو E و در پوشه ای با نام Ghost قرار دارد .

شما باید به طریق زیر عمل کنید :

A:\>

A:\>E: { Enter }

E:\>

E:\>CD Ghost { Enter }

E:\Ghost>

E:\Ghost>Ghost.exe { Enter }

نوشتن پسوند فایل ( EXE ) اختیاریست .

در این هنگام برنامه ی Ghost اجرا می شود و کادری مانند شکل زیر نمایان می شود .



این کادر فقط یک بار در سیستم شما ظاهر می شود .

برای ادامه از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید تا کادر زیر ظاهر شود .



در این کادر توضیحاتی درباره نرم افزار Ghost نشان داده می شود ...

برای ادامه گزینه ی OK را انتخاب کنید و از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید .



اکنون وارد صفحه اصلی برنامه ی Norton Ghost شده ایم ...

ما می خواهیم با کمک این برنامه از یکی از درایوهای خود Image بگیریم تا در صورت نیاز ، آن را به همان

شکلی که بوده بازیافت کنیم ... ( Partition To Image )

با کلید های جهت نما گزینه ی Local را انتخاب کنید و کلید Enter را فشار دهید تا زیر منوی آن نمایان شود .

سپس گزینه ی Partition را انتخاب کنید و Enter بزنید و از زیر منوی باز شده گزینه ی To Image را نیز انتخاب کنید

و مجددا کلید Enter را فشار دهید .

مانند شکل زیر :



تا کادر دیگری همچون شکل زیر ظاهر گردد .



در اینجا تعداد Hard Disk های سیستم نشون داده میشه ، که من فقط یک هارد دارم و اونم حجمش 16383 مگابایته !

شما اگه دو تا Hard داشته باشید ، اینجا نشون داده میشه و می تونید به دلخواه یکی رو انتخاب کنید ...

کلید Enter را از روی کیبرد فشار دهید تا صفحه ای مانند شکل زیر ظاهر شود .



در اینجا تعداد Partition های ( درایو ) هارد نشون داده میشه ...

من سه تا Drive بیشتر ندارم !

Part 1 میشه همون درایو C که نوعش Primary و فایل سیستمش FAT32 و بر چسب ( Label ) هم نداره و نیز

حجمش 2000 مگابایت و مقدار فضای اشغال شده ی اون 693 مگابایته !

Part 2 میشه درایو D که نوعش Logical و فایل سیستمش FAT32 و بر چسب هم نداره و نیز حجمش 5004 مگابایت

و مقدار فضای اشغال شده ی اون 9 مگابایته !

Part 3 میشه درایو E که نوعش Logical و فایل سیستمش بر خلاف اون دو تای دیگه NTFS و نیز حجمش 9373 مگابایت

و مقدار فضای اشغال شده ی اون 4 مگابایته !

نکته :

این برنامه هر نوع پارتیشنی را Support ( پشتیبانی ) می کنه ، مانند FAT16 ، FAT32 ، NTFS و نیز تمامی پارتیشن های

Linux ...

با استفاده از کلید های جهت نما و کلید Tab و کلید Enter درایوی ( درایو ها ) که می خواهید ازش Image بگیرید رو انتخاب کنید ...

در شکل بالا من درایو C رو انتخاب کردم ، سپس با کمک کلید Tab بر روی OK بروید و از روی کیبرد کلید Enter را فشار

دهید تا کادری مانند شکل زیر نمایان شود .



در اینجا از شما میخواد که یه مسیر و یه نام برای Image خود انتخاب کنید .

مسیر انتخابی شما باید غیر از اون درایوی باشه که قراره ازش Image بگیرید ، در مثال ما C نباید باشه ...

من درایو D رو انتخاب کردم .

شما می تونید با استفاده از کلید Tab و کلید های جهت نما درایو دیگری را انتخاب کنید ... ( از طریق Look in )

در قسمت File name نامی را برای Image خود انتخاب کنید ؛ نامی رو که من برای Image خود انتخاب کردم عبارت

است از WINXP ، شما می تونید نامی رو به سلیقه ی خود برای اون انتخاب کنید ( مثلا VizVizBasic ) !!!

قسمت Files of type را همینجور دست نخورده باقی گذارید ( مربوط به نوع پسوند Image میشه )

در قسمت Image file description می توانید به زبان انگلیسی یا پینگلیشی توضیح مختصری رو درباره ی Image خود بنویسید تا

شناسایی اون راحتتر باشه ...

نکته :

اگر فضای خالی درایو مقصد کمتر از حجم Image باشه کادری به شکل زیر ظاهر میشه ...



این پیغام بیان می کنه که فضای خالی مورد نیاز وجود نداره ! آیا می خواهید از خصیصه ی فشرده سازی استفاده کنید ؟

گزینه ی مناسب را انتخاب کنید و کلید Enter را از روی کیبرد فشار دهید ...

سپس پیغام دیگری مانند شکل زیر ظاهر می شود ...



نرم افزار Ghost در صورت نیاز به صورت اتوماتیک Image رو Split ( قسمت قسمت ) می کنه ، به همین خاطر ابتدا باید

خصیصه ی ( Span ) رو فعال کرد ...

شما با انتخاب گزینه ی Yes و فشردن Enter می توانید خصیصه ی Spanning رو Enable نمایید ...

ترفند :

1 . اگر در هنگام اجرای برنامه ی Ghost از سوئیچ SPAN استفاده کرده باشید ، دیگر این کادر ظاهر نمی شود ( E:\Ghost\Ghost -SPAN )

پس از اینکه قسمت اول Image ساخته شد و فضای خالی پر شد ، کادری مانند شکل زیر ظاهر می شود ...



با انتخاب دکمه ی Browse و فشردن Enter ، فضای خالی بعدی رو انتخاب کنید تا قسمت دوم Image در آنجا ساخته شود .

آخرای Image گیری پیغامی مانند شکل زیر ظاهر می گردد که از شما می خواهد ، اولین قسمت Image تان را به برنامه معرفی کنید ...



با انتخاب گزینه ی Browse و فشردن کلید Enter ، اولین قسمت Image تان را به برنامه معرفی کنید .

راهنمایی :

پسوند اولین قسمت Image عبارت است از GHO و پسوند قسمت های دیگر GHS ...

در صورتی که فضای مورد نیاز در درایو مقصد وجود داشته باشد ، دیگر پیغام های فوق نمایان نخواهد شد و شما پس از انتخاب

مسیر و نام Image و انتخاب گزینه ی Save و فشردن کلید Enter کادری مانند شکل زیر را مشاهده خواهید نمود .



در اینجا از شما پرسیده می شود که آیا علاوه بر Image گیری آن را هم فشرده کند یا نه ؟

برای پاسخ به این سوال 3 گزینه در اختیار کاربر قرار داده شده که عبارتند از :

1 . No

2 . Fast

3 . High

با انتخاب گزینه ی No عمل فشرده سازی لغو می شود و با سرعت بیشتری Image گیری شروع می شود .

با انتخاب گزینه ی Fast ، عمل فشرده سازی به صورت سریع آغاز می شود ( تقریبا اطلاعات 40% فشرده می شود )

و با انتخاب گزینه ی High ، عمل فشرده سازی با نهایت قدرت آغاز می شود !

تقریبا اطلاعات 50% فشرده میشه ، مثلا اگر Size اطلاعات شما 4000 مگابایت باشه ، سایز Image اونها تقریبا 2000

مگابایت میشه !

توصیه :

اگر می خواهید این اطلاعات را روی CD رایت کنید ، بهتر است گزینه ی High را انتخاب کنید و اگر قصد دارید این Image را در

هارد دیسک خود نگهدارید ، دو حالت پیش میاد :

یا هاردتون فضای خالی زیادی نداره و یا از فضای خالی زیادی برخورداره ، در صورت اول می توانید از دو گزینه ی Fast و High

استفاده کنید و در صورت اخیر ، گزینه ی No ...

البته این نظر منه ولی انتخاب با شماست ...

پس از اینکه گزینه ی مناسب رو انتخاب کردید ، از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید تا کادر دیگری مانند شکل زیر نمایان شود .



این پیغام از شما می پرسه که آیا عمل Image گیری آغاز شود یا خیر ؟

اگر تا به اینجای کار رو درست پیش اومدید ، گزینه ی Yes را انتخاب کرده و کلید Enter را فشار دهید تا کادری مانند شکل زیر ظاهر

شود و اگر می خواهید از Image گیری صرف نظر کنید ، گزینه ی No ...



در اینجا باید صبر کنید تا عمل Image گیری به پایان برسد .

در کادر Statistics آمار مفیدی از روند Image گیری نشون داده میشه .

Percent complete درصد پیشروی Image گیری رو نشون میده که در شکل بالا 42% پیشرفت کرده ...

Speed سرعت Image گیری رو در دقیقه بر حسب مگابایت نمایش میده که در سیستم من همونطور که در شکل بالا مشاهده

می کنید در هر دقیقه از 462 مگابایت اطلاعات ، Image گرفته میشه .

ممکنه توی سیستم شما خیلی بیشتر از این باشه و یا شاید کمتر از این !

MB copied نشون میده که از چند مگابایت تا کنون Image گرفته شده که در شکل بالا از 297 مگابایت اطلاعات ، Image گرفته شده ...

MB remaining نشون میده که تا کنون چند مگابایت اطلاعات جهت Image گیری باقی مونده که در شکل بالا 396 مگابایت باقی مونده .

Time elapsed زمان سپری شده رو نشون میده .

Time remaining زمان باقیمانده رو نشون میده .

در قسمت Details نیز اطلاعات دیگری از قبیل نام و مسیر Image ، اطلاعاتی در مورد پارتیشن سورس و فایلی که هم اکنون از آن

Image گرفته می شود را نشان می دهد ...

پس از پایان Image گیری صفحه ای مانند شکل زیر ظاهر آشکار می شود .



این پیغام نشون میده که Image گیری با موفقیت به پایان رسید .

کلید Enter را فشار دهید تا صفحه ی اصلی برنامه نمایش داده شود ...

ترفند :

1 . اگر دوست دارید پس از پایان Image گیری برنامه به صورت خودکار بسته شود و محیط اعلان داس نمایش داده شود ، باید

هنگامی که می خواهید برنامه ی Ghost را اجرا کنید از سوئیچ FX استفاده کنید . ( E:\Ghost\Ghost -FX )

2 . اگر دوست دارید پس از پایان Image گیری ، سیستم به صورت اتوماتیک Restart شود ، هنگام اجرای نرم افزار Ghost از سوئیچ RB

استفاده کنید . ( E:\Ghost\Ghost -RB )

3 . اگر دوست دارید بر روی Image خود رمز عبوری قرار دهید که کسی غیر از شما به آن دسترسی نداشته باشد ، هنگام اجرای

نرم افزار Ghost از سوئیچ PWD استفاده کنید . ( E:\Ghost\Ghost -PWD )

با این سوئیچ در هنگام Image گیری کادری ظاهر می شود که از شما می خواهد رمز عبوری را برای Image خود تعیین کنید .

اگر دوست دارید که پسورد را در هنگام اجرای برنامه تعیین کنید - نه در هنگام Image گیری - یه مساوی جلوی سوئیچ مذکور قرار بدید و

و پسورد مورد نظرتون رو جلوش تایپ کنید ... ( E:\Ghost\Ghost -PWD=12345 ) که در این مثال رمز عبور من 12345می باشد .

اکنون می خواهیم شیوه ی استفاده از این Image و چگونگی بازیافت اطلاعات رو فرا بگیریم ... ( From Image To Partition )

با همون روشی که گفته شد سیستم را بوت کنید و سپس برنامه ی Ghost را اجرا کنید و با فشردن کلید Enter کادر

About این برنامه را پشت سر بگذارید تا مطابق شکل زیر صفحه ی اصلی برنامه نمایان شود ...



گزینه ی Local را انتخاب کنید و از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید تا زیر منوی آن ظاهر شود .

آنگاه گزینه ی Partition و سپس مطابق شکل زیر عمل کنید ...



پس از انتخاب گزینه ی From Image و فشردن کلید Enter کادر دیگری مانند شکل زیر خود نمایی می کند ...



در اینجا از شما می خواهد که فایل Image رو Open کنید ...

من این فایل رو با نام WINXP توی درایو D ذخیره کرده بودم .

با کمک کلید های جهت نما و Tab فایل Image رو انتخاب می کنم .

اگر احیانا برای Image تون توضیح مختصری نوشته باشید در قسمت Image file description آن را خواهید دید !

پس از انتخاب گزینه ی Image کلید Enter را از روی کیبرد فشار دهید تا کادر دیگری مانند شکل زیر آشکار شود .



در اینجا از شما می خواهد که یکی از پارتیشن های سورس را جهت بازیافت ، انتخاب کنید و از آنجا که ما هنگام Image گیری

فقط یک پارتیشن را انتخاب کردیم ، در اینجا هم جز همون یک پارتیشن ، پارتیشن دیگری وجود نخواهد داشت ، آن را انتخاب

کرده و گزینه ی OK را نیز Select می کنیم و آنگاه کلید Enter را از روی کیبرد فشار می دهیم .

نکته :

اگر هنگام Image گیری 2 پارتیشن یا بیشتر را انتخاب می کردیم ، در اینجا لیستی از آنها نمایش داده میشد که با کلید های

جهت نما می توانستیم هر کدام را برای بازیافت انتخاب کنیم ...

کلید Enter را مجددا فشار دهید .



در اینجا باید Hard Disk ی که پارتیشن مقصد در اون قرار داره رو انتخاب کنید و چون من بیشتر از یک Hard ندارم ، از روی

کیبرد کلید Enter رو می زنم تا این مرحله را پشت سر بگذارم ...



در اینجا باید درایو مقصد رو انتخاب کنید ، یعنی همون درایوی که قراره اطلاعات بازیافت شده توی اون ریخته بشه ...

نکته ها :

1 . برنامه ی Ghost تمامی اطلاعات درایو مقصد رو از بین میبره ، پس اگر اطلاعات مهمی توی اون درایو دارید ، از برنامه

خارج شوید و پس از انتقال آن فایل ها به مکانی دیگر ، مجددا برنامه ی Ghost را اجرا کنید و ...

2 . درایو مقصد نباید Size ش کمتر از اطلاعات بازیافت شده باشه !

3 . همانطور که در تصویر بالا مشاهده می کنید Part 2 غیر فعاله !

کروبی تو را تنها نخواهیم گذاشت

کروبی عزیز درست است که در روزهای مختلف در تجمعات خیابانی بودم ، اما روزی که جلوی خامنه ای ایستادی و گفتی انتخابات باید باطل شود ، روزی که با ما در 25 تیر پا به پا در خیابان بودی ، روزی که در تجمعات شبانه به ما روحیه دادی ، روزی که در مسجد قبا حاضر شدی ، روزی که به بهشت زهرا آمدی و گفتی حتی یک قدم عقب نخواهی نشست ، روزی که به دفاع از بازداشت شدگان پرداختی ، روزی که بدون ترس و واهمه سخن از تجاوز در زندانها کردی ، تمام آن روزها را دیدیم و حتی امروز را که مقابل امامان جمعه و سپاه و بسیج برای حق ملت ایستادی دیدیم . اما امروز کیهان ، انصار نیوز ، رجا نیوز ، فارس نیوز ، ایرنا ، نمایندگان مجلس ، امامان جمعه ، روحانیون واپس گرا ، سپاه ، بسیج ، نیروی انتظامی ، قوه قضائیه ، بیت رهبری و .. همه و همه متحد شده اند تا تو را از سد راهشان بردارند . کروبی عزیز تو با ما بودی ، با ما هم خواهی بود ، ننگ بر ما که سکوت کنیم ، ننگ بر ما که به تو بگوییم دلیر و خود بزدلی بیش نباشیم ، ننگ بر ما که از تو بگوییم و پشتت را خالی کنیم . کروبی بیرق آزادیخواهی اکنون دست توست ، 28 و 29 امرداد در تجمعات سراسری به دشمنانت خواهیم گفت که اگر شما با اسلحه مقابل کروبی ایستاده اید ما با دلهایمان از او دفاع خواهیم کرد .
ساعت 7 غروب 28 و 29 امرداد سراسر ایران :
تهران (میدان ولیعصر – میدان ونک – میدان سرو – پل گیشا – میدان صادفیه – فلکه دوم تهرانپارس – میدان هفت حوض – بازار دوم نازی آباد – میدان خراسان ) …
شيراز : فلکه گاز ( بلوار ملاصدرا – فلکه نمازي ) ….
مشهد : فلکه تقی آباد ( بلوار سجاد ، پارک ملت) …
اصفهان : هتل پل (چهارراه نظر ) …
تبريز : میدان ولیعصر ( ميدان دانشسرا –ميدان قونقا ) …
گرگان : خيابان شاليکوبي ( بلوار ناهارخوران )…
اهواز : فلکه سوم کیانپارس ( زيتون کارمندي – چهارراه نادری)…
اروميه : خیابان خیام ( میدان مرکزی )…
يزد : پارک آزادگان ( میدان اطلسی )…
بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب ( ميدان وليعصر)…
رشت : سبزه میدان ( ميدان لاکاني – پارک شهر )…
بوشهر : ميدان امام ( خيابان مطهري)…
اراک : ميدان باغ ملي ( دروازه تهران)…
کرمانشاه : میدان مصدق ( چهارراه جوانشير)…
قم : ميدان سعيدي ( ميدان مطهري)…
قزوين : ميدان عارف قزوینی (ميدان آزادی)…
اردبيل : میدان آزادی (چهارراه امام)…
همدان : ميدان بوعلی (ميدان امام)…
ايلام : ميدان امام (چهارراه جمهوري)…
کرمان : میدان آرادی (ميدان باغ ملي)…
خرم آباد : ميدان آزادي ( پارک شريعتي)…
سنندج : ميدان اقبال ( پارک استقلال)…
بيرجند : ميدان دوم رحيم آباد ( ميدان اول)…
بجنورد : روبروي مجتمع ارم (چهارراه مخابرات)…
ساري : سه راه قارن ( فلکه ساعت)…
سمنان : ميدان معلم (ميدان مطهري)…
ياسوج : ميدان هفت تير ( پارک چمران)…
زاهدان : پاساژ قائم ( ميدان آزادي)…
زنجان : سبزه ميدان (حسينيه اعظم)…
شهرکرد : ميدان فردوسي ( چهارراه بازار)

۱۳۸۸ مرداد ۲۵, یکشنبه

کروبی گرد و خاک میکند : پرانتزهای نظام پر میشود !


در راستای اینکه در نظام اسلامی اصولاً باید حرفها را داخل پرانتز زد و در راستای اینکه حرفهای نظام همیشه یک جوری است که آدم از خجالت داخل پرانتز چندتا نقطه میگذارد و نیز در راستای اینکه ما به حرفهای پرانتز دار با یا بدون نقطه خیلی علاقمندیم و همچنین در چندتا راستای دیگر که اینجا جا نمیشود احتمال میرود چنانچه وضع همینجوری ادامه پیدا بکند بزودی افشاگریهای کروبی به شکل زیر باشد :

کروبی همین هفته : چندتا از آقایانی که امام جمعه هم هستند ظاهراً یادشان رفته آن کسی که رئیس ستاد نماز جمعه تویسرکان داشت باهاش یک کارهای بدی میکرد چه نسبتی با احمدی نژاد دارد و آن کسانی که جلوی سردار زارعی نماز جماعت سکسی میخواندند هر کدامشان چیکاره ی فاطی رجبی هستند . وای بر شما نمازگزاران که نمیدانید همین علم الهدی که امروز بمن میگوید تروریست چه کسی در حوزه با کجایش چه کارها که نکرد و یکبار خود من اگر به دادش نرسیده بودم چه بسا که در اثر مذاکره با طلبه های حوزه از هفت جا جر خورده بود . بنده قصد ندارم که وارد حریم خصوصی کسی بشوم ولی همین آقای شریعتمداری یادش رفته که ننه اش چقدر برایش تلاش کرد تا به یک جائی برسد وقتی رسید برای ننه اش یک عالمه حرف درآمد .

کروبی یک هفته بعد : بنده اصلاً قصد ضایع کردن کسی را ندارم نامی هم از کسی نمی برم ولی اینرا هم نمی گویم که آن کسی که رئیس ستاد نماز جمعه تویسرکان لنگهایش را برای دعا رو به آسمان بالا گرفته بود دقیقاً میشد آبجی یکی از همین برادرانی که دو هفته پیش بمن گفته بود تروریست و من عمراً نامش را نمیبرم . آن چند نفر هم که با زارعی نماز خواندند را هم نمی گویم که بترتیب خواهر ، مادر ، عمه وسطی ، آبجی کوچیکه ، دختر خاله و دختر عمه ی همین کسی بود که اسمش را نمیبرم ولی آن هفته ای در صبحگاه سپاه خواستار دستگیری من شده بود . کاش من اینهمه شرم و حیا نداشتم و آبروی افراد برایم مهم نبود تا بگویم چرا فاطی اینهمه برای مموتی غش و ضعف میکند و اصولاً فاطی قبل از انتخابات پشت دیوار میرحسین چه کارهائی میکرده که خود میرحسین برای اینکه گندش درنیاید فوری بیانیه داده بود . خیلی حیف شد که من اینهمه چیزها را نمی گویم .

کروبی دو هفته بعد : آقای رهبری ! بجای اینکه بیائی در نماز جمعه خط و نشان بکشی برو مجتبی را جمع کن الآن هشت تا دلاور دارد یکی از یکی رشیدتر که بنده در فرصتهای بعدی اسم ننه هایشان را هم اگر لازم شد با فیلم و عکس و آلبوم و نوار و غیره میگذارم روی سایتم تا همه بدانند چرا احمدی نژاد سه تا وزیر زن برای کابینه معرفی کرده . آن پولهائی که من مهر ننه ی مموتی کردم فردا میروم همه را میگذارم اجرا همین یزدی که صیغه ی فاطی با کل هیئت دولت را خواند از خجالت برود بمیرد . خیال کردی من نمیدانم چرا احمدی نژاد به هر کی میرسد بهش میگوید بابا ؟ خیلی هم خوب میدانم . دو دفعه رفته برای پدرش مراسم ترحیم گرفته درصورتیکه بابای خودش الآن در بندر انزلی دارد ماهی میگیرد و اسمش هم ولادیمیر است . یادت رفته آنوقتهائی که من زندان بودم تو میرفتی برای سه قران روضه میخواندی اگر پنج قران میدادند جای شمر و امام حسین را عوض میکردی ؟ بازم بگم ؟ بگم ؟ بگم ؟

کروبی سه هفته بعد : از اواخر هفته ی قبل کروبی ناپدید شد و الآن بعضیها میگویند تصادف کرده بعضی میگویند هواپیمایش سقوط کرده بعضیها میگویند با قطار زده به مترو بعضی میگویند ناغافل مننژیت شده بعضی میگویند پس فردا اعترافاتش پخش میشود خلاصه همه خیلی نگرانند !