۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

کوی، ابو غریب، جنایت...



نیروی کمکی رسید؟ نیروهای عملیاتی به خط شوند، زنجیر را پاره کنید و در را بشکنید، یگان از پشت مواظب باشد، گاز(اشک آور)، بزنیم مادرشون و ...، یا علی، الله اکبر، الله اکبر... این ها جملاتی هستند که در فیلم حمله به کوی که در شب ۲۵ خرداد اتفاق افتاد بیشتر از هر چیزی می شنوید. با رمز یا علی و الله اکبر کوی را فتح کردند!

در عرض این چند روزی که این فیلم منتشر شده چندین بار آن را نگاه کرده ام. می خواهند پادگان یا دژی را تسخیر کنند؟ به چه کسی حمله می کنند؟ دشمن کیست؟ کجا را می خواهند بگیرند؟ کوی دانشگاه که تعدادی جوان دانشجو با لباس های خواب در رختخواب هستند مقر و ساکنانش دشمن اصلی محسوب می شوند.

"کوی قرق شد" وقتی اوباش اسلامی از پلیس لباس شخصی و بسیجی وارد کوی شدند این جمله ای بود که یکی از همین جانوران پیروزمندانه تکرار می کرد. شادی و سرمستی ای در کلامش بود که گویی بزرگ ترین قلعه دشمن را فتح کرده اند و پیروزی نهایی اش مسلم است!

kooy2

در ادامه فیلم رفتار پلیس و نیروهای لباس شخصی و بسیج را با دانشجویان می بینیم. تعدادی را کشان کشان روی زمین می برند و فحاشی می کنند، تعدادی در حالیکه خون از سر و صورتشان جاریست را روی هم تلنبار کرده اند و تهدید و فحاشی می کنند و ازشان عکس و فیلم می گیرند. پلیس در وحشیگری گوی سبقت را از بسیج و لباس شخصی ربوده است و با باتوم و مشت و لگد به جان دانشجویان افتاده است و خون بر زمین جاری شده.

رفتاری که این جانوران با دانشجویان در این شب داشتند هیچ از رفتار سربازان آمریکایی در زندان ابوغریب کم نداشت، آنجا جنگی تمام عیار با بمب افکن و توپ و تانک بود این جا هم جانورانی مسلح شده به گاز و اسلحه و الله اکبر به جان مردم افتاده اند. رفتار اینان با دانشجویان مشابه سربازان آمریکایی بود، جوانان را در محوطه کوی روی هم تلنبار کردند و درحالیکه خون زمین را فرش کرده بود به آنان فحاشی می کردند و تهدید می کردند و ازشان فیلم و عکس می گرفتند تا برای فرماندهانشان ببرند و جایزه شان را از آقا بگیرند.

این فیلم می تواند و باید به رسوایی جهانی برای جمهوری اسلامی بدل شود. ابوغریب در جنگی نظامی رخ داد و این در تهران در شبی ظاهرا آرام! باید نشان داد حاکمان رژیم اسلامی با مردم و جوانان چه می کنند باید رسواشان کرد و هرجا که هر کدامشان پا می گذارد این فیلم را به نمایش گذاشت تا چهره واقعی هر کسی که حتی یک روز در این حکومت شریک بوده رو شود.

هرچه احمدی نژاد و سایر جنایت کاران بعد از انتشار فیلم حاشا کنند و آن را به عوامل فتنه و ضد حکومت نسبت دهند، هر چند آقا دستور پیگیری بدهد و قول رسیدگی، نه تنها از بار جنایت و گناه این جماعت وحشی چیزی کم نمی کند که وقاحت و وحشتشان را نشان می دهد.

امروز بعد از گذشت ماه ها از این جنایت و اتفاقاتی که افتاد معلوم می شود هر چه جنایت کنند و عربده کشی کنند، هرچه ابوغریب بازی دربیاورند و تهدید کنند، مردم را نتوانسته و نمی توانند از حکمی که صادر کرده اند منصرف کنند و آنان را مرعوب کنند. مردم و انقلابشان حکم به سرنگونی این جانوران داده اند و تمام این جنایات را در پرونده شان ثبت کرده اند و یکی یکی باید پاسخگو باشند. این حکومت نشان داده که نه راه اصلاحی دارد و نه راه مدرا و گفتمان! در همین فیلم جایی یکی از جانوران بسیجی می گوید"بزنیم مادرشون و ..." دیگری به تمسخر می گوید"نه بابا این ... ها چیه می گی ما می خوایم با گفتمان باهاشون حرف بزنیم"!این ها نیروی سرپا نگه دارنده جمهوری اسلامی و چهره های واقعی سران نظام هستند که در این عملیات نشان داده می شوند. هر انسان شریفی با دیدن این فیلم شوک می شود و خشم و نفرت تمام وجودش را می گیرد و به جز سرنگونی و پایان دادن فوری به همه این جنایات نمی تواند راهی را تصور کند.



افزایش شدید قیمت دخمه و سوراخ موش در آستانه چهارشنبه سوری

افزایش شدید قیمت دخمه و سوراخ موش در آستانه چهارشنبه سوری

سه شنبه 11 اسفند 1388   05:39 ب.ظ

http://persiandarkness.files.wordpress.com/2009/06/334rqth.gif
 


به گزارش خبرگزاریها در آستانه چهارشنبه سوری در ایران قیمت دخمه و لانه موش افزایش شدیدی پیدا کرده است.گفته میشود بیشتر دخمه ها و سوراخ موش ها در ایران در انحصار بیت آیت الله خامنه ای و محصولی قرار دارند به حدی که تنها تعداد اندکی از اطرافیان آنها مجاز به پنهان شدن در آنها می باشند. همین امر باعث نگرانی گسترده اعضای بسیج و سپاه پاسداران شده و آنها را از آتش خشم مردم بسیار بیمناک کرده است.

بر اساس همین گزارش رهبر جمهوری اسلامی با گسیل نیروهای لباس شخصی به محل زندگی موشهای خانگی و صحرایی موجبات عدم آسایش آنان را فراهم آورده است. یک شاهد عینی به خبرنگاران گفت نیروهای سرکوبگر با خشونت وصف ناشدنی با موشهای ستمدیده برخورد کرده، آنها را از لانه فراری داده و همچنین پنیرها و حبوبات آنها را برای موشهای ساکن نوار غزه مصادره کرده اند. 

بر اساس یک گزارش تایید نشده در پی انجام بزرگترین معامله دخمه،  آیت الله خامنه ای یک دخمه و دو سوراخ موش را با قیمت 750.000 دلار به عباس کارگرجاوید قاتل ندا آقا سلطان فروخته است.احمدرضا رادان نیز در پی اشغال لانه یکی از موشهای منطقه شمال تهران بوده که با اعتراض شدید صدها موش دیگر و در نهایت حمله همه جانبه آنها طرف میشود و با شلوار پاره پاره از محل می گریزد.وی در این جریان از آیت الله خامنه ای که قول امنیت کامل آن لانه را به وی داده بود رکب خورده و ناخواسته 400.000 دلار را به جیب وی ریخته است.

محمود احمدی نژاد نیز به خبرنگاران گفته که هیچ احتیاجی به لانه موش ندارد چرا که ایمان دارد امام زمان ظهور کرده و وی را نجات خواهد داد. آگاهان اقتصادی از معامله های سنگین و میلیونی دخمه و لانه موش در ایران نگران هستند و معتقدند این وضع بر ثبات اقتصادی ایران لطمه سنگینی وارد کرده و تورم جبران ناپذیری را رقم خواهد زد. گفتنی است چند سال پیش نیز صدام حسین دیکتاتور عراق از یک دخمه بسیار پیشرفته دارای هواکش و گران استفاده میکرد که درنهایت  دستگیر و اعدام شد.

مصدق مردی که شرق را بیدار کرد

مصدق مردی که شرق را بیدار کرد

بیاد چهل و سومین سال درگذشت دکتر محمد مصدق پیشوای مبارزات ملی ایران

خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت “

این همه آن چیزی بود که روز نامه های دیروز رژیم توتالیتر چهل و سه سال پیش پایان حیات مردی را اعلام کردند که هفتاد سال برای حیات خلق های در زنجیر استبداد و استعمار و استثمار و استحمار مبارزه کرد تا توانست حیاتی سر فراز به همه آنانی ببخشد که زندگی را در مرگ قاهر می دیدند و مرگ را در حیاتی مقهور مشاهده می کردند.

( امام علی نهج البلاغه : الموت فی حیاتکم المقهورین و الحیات فی موتکم القاهرین – مرگ در حیات مقهور است، آنچنانکه زندگی در مرگ قاهر ).

خبری ساده بود اما برای اعلام پایان حیاتی که به اندازه تمامی تاریخ بیداری خلقهای تاریخ مظلوم در عرصه مبارزات رهائیبخش خویش بر علیه قداره بندان زر و زور و تزویر – استعمار و استثمار و استبداد و استحمار عظمت داشت.

پایان حیات مردی بود که هفتاد سال موسی وار بر زندگی رفاه و لذت و طبقه و برخورداری در حمایت کاخ فرعونی خویش عصیان کرد و خود را آواره صحرای سینای تبعید و زندان و احمدآباد تاریخ و … کرد تا به همه آنانی که زندگی را در خوشوقتی بودن خویش برای همیشه تاریخ معنی می کنند فریادی گردد که : مردان! زنان! جوانان ! کارگران ! دهقانان ! زحمت کشان ! ای همه خلقهای دربند استعمار و استثمار و استبداد و استحمار تاریخ! ای شمائیکه به تاریخ معنی بخشیدید و به انسانیت جهت و به آزادی موضوع و به سوسیالیسم هدف و به آگاهی مضمون ! بدانید که حیات و خوشبختی شما آنزمانی است که تقدیرتان بدست خویش نوشته شود.

مصدق تک سوار یکه تاز سرزمین سوخته صفین امپریالیسم جهانخواری که دو جنگ بین الملل را به بهای قربانی کردن انسانیت در پای بت سرمایه و نظام کاپیتالیسم در بازار آشفته غرب و تاریخ مظلومیت خلقهای جهان سوم پشت سر گذاشته بود و با عربده هل من مزید دوباره مستانه خویش، تمامی هستی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خلقهای مستضعف تحت ستم را به چالش می کشید.

مصدق ابراهیم ادهمی که حریت را در رهائی می دید کرامت را در سرنوشت معنی می کرد و هویت را در فریاد نشان می داد.

مصدق بودای عصیانگر سرزمین خاموش و آرام و سوخته خلقهای محروم برگشته از جنگ بین الملل دوم بود که تمام بودنشان وجه المعامله یا وجه المصاله امپریالیستهای خونخوار پیروز برگشته از جنگ شده بود.

مصدق منادی دل شکسته و تنها و تبعید ی و زخم خورده از شمشیر زهر الود نهروان جهالت و حماقت و تحجر و جزمیت و تقلید و تکلیف و فقاهت و کور ی و سیاهی و پاسدار شب و گریزان از فجر روحانیت شیعه از کاشانی تا بروجردی از فدائیان اسلام نواب صفوی تا حزب برادران سید نورالدین شیرازی از تکفیر خمینی تا تمویه محمد تقی فلسفی بود.

مصدق مضروب و مجروح  از پای افتاده و به بستر خزیده سرزمین نخلستان بنی نجار بود که  از درد جمل نفاق و خیانت و خود فروشی و منفعت طلبی و گروه پرستی و خود محوری و حسد و کینه و خود خواهی و خود پرستی و سرسپردگی از حزب توده تا حزب زحمت کشان بقائی از حسین مکی تا خلیل ملکی سر در چاههای ینبع کرده و از درد در خویش بر خویش می نالید.

مصدق قتیل قرآنهای بر سر نیزه کرده عمرو عاص و معاویه  استبداد و دربار و توتالیتر و دسپاتیزم و اتوکراتیک و لمپنیسم و میلیتاریسم از شاه تا اشرف از رزم آرا تا نصیری از شعبان بی مخ تا طیب حاجی رضائی از سید ضیاء طباطبائی تا احمد قوام السلطنه بود.

مصدق آنچنانکه خود گفت ” من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم “.

آرش کمانگیری بود که برای تعیین سرزمین شرافت و کرامت ایران و اسلام، تمامی بودن خود را در نبرد با استعمار پیر انگلیس و شرکت نفت انگلیس بکار گرفت تا مرز توران استعمار به درازی دادگاه لاهه و شورای امنیت از سرزمین ایران دور کند.

مصدق آنچنانکه خود می گفت ” تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم “.

پرومته ای بود که برای رهائی خلقهای در زنجیر شرق از چنگ کرکسهای آدم خوار امپریالیسم جهانخوار غرب، خود را اسیر زنجیر خداوند قدرت زئوس کرد تا به بهای رنج خویش، رفاه و عزت و استقلال و اصلاحات و آزادی برای توده ها به ارمغان آورد.

مصدق آنچنانکه خود می گوید ” حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر یا زود به پایان میرسد ولی آنچه می ماند حیات و سر افرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است “. ( از دفاعیات مصدق در دادگاه استبداد محصول کودتای 28 مرداد 32 )

مسیح سرزمین زیتونی بود که در دادگاه سرزمین کنیسه در پای صلیب انتقام و استبداد و استعمار و استثمار برای رهائی و استقلال و آزادی و آگاهی و عزت و شرافت و کرامت خلقهای اسیر در زنجیر شرق و جهان سوم و ایران سرفراز فرمان به صلیب کشیدن خویش را و مصلوب شدن خود را به اصحاب استبدادگر و استعمارگر و استحمارگر و استثمارگر کنیسه صادر کرد تا همه خفتگان زمان را به بیداری و همه نشستگان زمین را به قیام و همه روشنفکران جهان را به نگاه و همه پوینده گان آزادی و استقلال و آگاهی خلقها را به صبر و حریت و همه سر سلسله جنبان مبارزه خلقها را به استقامت و صبر و تحمل فرا بخواند.

مصدق آنچنانکه خود می گفت ” من به تمام مقرراتی که حمایت از رنجبر می کند معتقدم .من غیر از حمایت از این طبقه مرامی ندارم و نمی خواهم که کارگری به نفع سرمایه دار بیچاره و زبون گردد. ایرانی خود بهترین کسی استکه که می تواند خانه خود را اداره نماید مشروط بر اینکه دیگران در امور او دخالت نکنند .یکی از مزایای دموکراسی آن است که مردم بتوانند آزادانه اظهار عقیده کنند. متاسفانه هریک از طبقات و صفوف مختلفه کشور را به جهاتی دعوت به سکوت می نمایند . از قبیل اینکه دانشجویان فقط درس بخوانند و در سیاست و سرنوشت خویش دخالت نکنند و کشاورزان فقط مشغول زراعت شوند و کاری به حکومت و سیاست و دولت نداشته باشند و کارگران در کارخانه ها کار کنند بی آنکه بدانند سرنوشت آنها بدست چه کسانی رقم می خورد و دست آوردهای آنها توسط چه کسانی غارت می شود و وکیلان در مجلس حرف ملت را نزنند و جار و جنجال که خواب آنها را آشفته می کند، ننمایند و احزاب سیاسی هم فقط افراد طرفدار آنها را وارد ادارات و حزب خود کنند تا فریاد مخالفی بوجود نیاید و گاهی برای اینکه مردم اغفال شوند و نگویند حزبی در مملکت نیست در یکی از موضوعاتی که در دانشکده ها درس می دهند و در روز نامه ها می نویسند سخنرانی کنند و صحنه سیاست ایران را برای آن دسته از مردمی که خادم اجنبی هستند قرق نموده تا آنها بتوانند روز را شب نشان دهند و شب را روز، دوست را دشمن کنند و دشمن را دوست“.

سبطی عاصی بر قبطیان سیاست و اقتصاد و مذهب که همه چیز را برای ربوبیت و الوهیت و ملوکیت بر ناس به بازی می گیرند از زور و سر نیزه تا منبر و کتاب و کلاس و مذهب و از شور عوام تا جهل خواص و از گوساله زرین تا حلقوم مناره های معبد و از ساحری صدا و سیما تا خیمه شب بازیهای مجلس ریا و تزویر و از جعل حقیقت تا نفی صداقت و … همه بکار می گیرند تا ابوذر را در ربذه خاموش کنند و حسین را در کربلا ذبح شرعی نمایند و توده ها با زنجیر فقاهت به بندگی جهالت بکشانند حجر را در مرج العذار به تیغ فقاهت سر ببرند و کعب الحبار یهودی را مفسر قران و مبلغ فقاهت بکنند دجال یک چشمی بر سرنوشت توده ها حاکم کنند سبطیان در نیل قبطیان غرق نمایند و ابراهیم در پای بعل خدای جهالت و حماقت در آتش کهریزک نمرود، زنده زنده بسوزانند. آتشکده خاموش خرین فارس را بنام دفاع از عاشوا و ولایت دوباره برپا سازند تا آتشکده لرزان رو به افول ولایت مطلقه فقاهت آذر گشسب آذربایجان را جانی دو باره بخشند و آنچنان بر آتش استثمار نظام سرمایه داری آتشکده زرین مهر سبزوار بدمند تا توده های زحمت کش در بند قارون اجازه به فرعون اندیشدن را از خیال خود دور کنند و جز به سفره خالی از طعام خویش به چیز دیگری نیاندیشند.

مصدق آنچنانکه خود می گوید ” از نظر من اجنبی، اجنبی است شمال و جنوب فرق نمی کند و موازنه بین آنها یگانه راه نجات ما است و در سایه این سیاست، ما می توانیم تمامی خواسته های معنوی و مادی خودمان را که مانند یک ملت مستقل مستحق آن هستیم بر آنها تحمیل نمائیم “.

خروس بی محلی بود که در تاریکی خاموش غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ( که تیغ استبدادگر فقاهت به فتوای استحمارگر شریعت و ستون استثمارگر معیشت فتوای شوم بودن فریاد آن خروس بی محل و حلال بودن ریختن خونش و آبرویش و نانش و نامش و هویتش و … با تیغ فقاهت صادر کرده بود ) پیام مطلع الفجر می داد که:

أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ – سوره هود آیه 81 – آیا فجر توده ها نزدیک نیست.

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ – سوره الشعراء – آیه 227 – و بزودی خواهند دانست آنهائی که بر توده ها ستم کرده اند چه بازگشتگاهی باز خواهند گشت.

ملولان همه رفتند در خانه ببندید  /  بران عقل ملولانه همه جمع بخندید

بمعراج برایید چو از آل رسولید  /  رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید

چو اوماه شکافید شما ابر چرایید  /  چو او چست و ظریفست شما چون هلپندید

ملولان بچه رفتید که مردانه در این ره  /  چو فرهاد و چو شداد دمی کوه نکندید

چو مه روی نباشید زمه روی متابید  /  چو رنجور نباشید سر خویش مبندید

چنان گشت و چنین گشت چنان راست نیاید  /  مدانید که چونید مدانید که چندید

چو آن چشمه بدیدید چرا آب نگشتید  /  چو ان خویش بدید یت چرا خویش پسندید

چو در کان نباتید ترش روی چرائید  /  چو در آب حیاتید چرا خشک و نژندید

چنین بر مستیزید زدولت مگر یزید  /  چه امکان گریزست که در دام کمندید

گرفتار کمندید کزو هیچ امان نیست  /  مپیچید مپیچید بر استیزه مرندید

چو پروانه جانباز بسائید برین شمع  /  چه موقوف رفیقید چه وابسته پندید

از این شمع بسوزید دل و جان بفروزید  /  تن تازه بپوشید چو این کهنه فکندید

ز روباه چه ترسید شما شیر نژادید  /  خر لنگ چرایید چو از پشت سمندید

همان یار بیاید در دولت بگشاید  /  که ان یار کلیدست شما جمله کلندید

خموشید که گفتار فرو خورد شما را  /  خریدار چو طوطیست شما شکر و قندید

( دیوان شمس صفحه 270غزل شماره 638 )

سلام بر مصدق منادی آزادی و دمکراسی

سلام بر مصدق پیشوای نهضت مقاومت ملی ایران

سلام بر مصدق بیدار کننده مشرق زمین

سلام بر مصدق سر سلسله الجنبان مبارزه رهائیبخش خلقهای جهان در قرن بیستم

سلام بر مصدق وجدان آگاه زمان

سلام بر مصدق عدالت مظلوم

سلام بر مصدق آگاهی مصلوب

سلام بر مصدق انسانیت مهجور

سلام بر مصدق عاصی بر غاصب

سلام بر مصدق حقیقت همیشه زنده خلقهای محروم تاریخ

سلام بر مصدق آشوبگر سرزمین امن غارتگران نفت جهانی

سلام بر مصدق خادم سرزمین آزادی خلقها

ارسال شده در جنبشها. دیدگاه‌ها خاموش

اسلام زنده باد تا زیر شکم آباد باشد


قرآن (4.3)

 

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ

و اگر مى‏ترسيد كه عدالت را رعايت نكنيد، با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت رارعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند.

خودتان بخوانید و قضاوت بعهده خودتان باشد  گویا این رهبران اسلامی از اون محمد گرفته که 20 تا زن رسمی و بیش از 500 تا زن غیر رسمی  و دیگر امامان بجز امام چهارم زین العابدین که مریض بود  و امام 12 هم که از 5 سالگی غایب شد بقیه امامان هر کدام از 100 تا 300 تا زن داشتند همینطور می رسد به رهبران اسلامی

بنا به گفته  دکتر مخصوص خانواده سلطنتی آل سعود  آقای  دکتر گری 72 ساله فقط فیصل آل سعود 300 تا زن داشت که وقتی به سن 35 تا 40 سالگی می رسیدند اتومات طلاق داده می شدند و یک جوانتر جایگزین می شد

حالا رهبران اسلامی هر کدام چندین زن دارند خدا می داند آنچه مسلم است روزی اینها نیز افشاخواهد شد  اما آنچه مسلم است و از نوشته های حضرات نمایان است این آیت الله ها عطش شدیدی به کودکان دختر دارند   عقد یک دختر بچه 5 ساله گرفته تا سکس با یک کودک شیر خوار در نطر آقایان کاری پسندیده است من به 3 تا از کتابهای این حصرات رجوع کردم ولی از شواهد چنینی برمیاید که تمامی این آیت الله ها در مورد سکس با کودک شیرخواره نظر واحدی دارند

 

 

خمینی توضیح المسایل

 

از کتاب نکاح صفحه 15 مسله 12

کسیکه زوجه کمتر از 9 سال داردوطی او برای وی جایز نیست و چه اینکه زوجه دایمی باشد و چه منقطع و اما سایر

 کام گیریها از قبیل  لمس یه شهوت و آغوش گرفتن  و تفخیذ  اشکال ندارد هزچند شیرخواره باشد

و اگر قبل از نه سال او را وطی بکند اگر افتضا نکرده باشد به غیر از گناه چیزی بر او نیست و اگر کرده باشد یعنی مجرای بول و مجرای حیض او را یکی کرده باشدو یا مجرای حیض و عایط او را یکی کرده باشدت

تا ابد وطی بر او حرام می شود

لاکن در قسمت دوم حکم بر اختیاط است و در هر حال بنا بر اقوی بخاطر افضا از همسری او بیرون نمی شود در نتیجه همه احکام روجیت بر او مترتب می شود

 

صانعی  مجمع المسائل

 

 س 1307 ـ مردى به عنوان حلّيت در روابط و رفت و آمد، دختر خردسالى (حدود پنج ساله) را به مدت چهار سال صيغه نموده است. اينك در صورت بذل وقت، آيا ازدواج با مادر اين دختر، شرعاً امكان پذير است يا حرمتْ ايجاد شده و امكان ندارد؟

ج خیر آيا ازدواج با مادر اين دختر، شرعاً حرام می شود

 

 خامنه ای  توضيح المسائل

 

٢٤١٠ اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند.

 

٢٤٢٩ پدر و جد پدرى مى‏توانند براى محرم شدن، يك ساعت‏يا دو ساعت زنى را به عقد پسر نابالغ خود در آورند و نيز مى‏توانند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن، به عقد كسى در آورند ولى بايد آن عقد براى دختر مفسده نداشته باشد.

 

 

اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن جنایتکارمعروف مدتی است که آزاد می باشد

اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن جنایتکارمعروف مدتی است که آزاد می باشد

بنابه گزارشات رسیده از بند 2 زندان گوهردشت کرج، اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن یکی از جلادن و جنایتکارانی که در قتل، شکنجه، تجاوز،آدام ربائی ،باجگیری وصدها جنایت دیگر که خود به آنها اعتراف کرده بود ،بدستور قربانعلي دري نجف آبادي" دادستان کل کشور آزاد شده است.

مدتی پیش او را تحت عنوان اینکه به مرخصی 2 هفته ای فرستاده می شود و این عمل در خفای کامل صورت پذیرفته بود تا زندانیان سیاسی از رفتن این فرد مطلع نشوند آزاد می کنند او در حدود 5 هفته است که دیگر به زندان برنگشته است. گفته می شود افراد در سطح بالای این رژیم خواستار آزادی او بودند و دستور آزادی این فرد توسط قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کشور صادر شده است.
اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن قبل از انقلاب یکی از باج گیرهای منطقه جمشید تهران بود. او پس از انقلاب ابتدا فرمانده گروه ضربت جنوب تهران شد و با یورش بردن به منازل و مغازه ها به مال و ناموس مردم تعدی می کرد. سپس گروه ضربت در کمیته های انقلاب ادغام شد و وی بعنوان فرمانده کمیته منطقه 12 تهران منصوب شد. احمدرضا رادان فرمانده فعلی نيروي انتظامي تهران بزرگ از جمله کسانی بود که در این کمیته و زیر دست این فرد کار می کرد (بنابه گفته خود اسمال تیغ زن).اسمال تیغ زن که توسط یکی از همدستانش بنام اکبر خوش کوش برای بعضی امور خاص به محفل سعید امامی معرفی می شود و در قتل سیامک سنجری،فاطمه قائم مقامی و ناصر سیگارودی شرکت داشته.او به پاس خدمات شایسته که انجام داده بود یک شرکت حمل و نقل دریایی ثبت می کند و صاحب تعدادی کشتی باری بوده ، و حتی زمانی که در زندان گوهردشت به اصطلاح زندانی بوده است امور آنها را پیگیری می کرداو در زندان دست بازی داشت و از احترام خاصی از طرف گردانندگان زندان بخصوص علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان برخوردار بوده .
اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن علاوه بر سمتهای که در گروه ضربت و فرمانده کمیته 12 تهرانداشته بود. او همچنین سمتهایی مانند رياست حراست شرکت دخانيات ایران و در مراکز مختلفي نظير دادگاه انقلاب، سپاه پاسداران، بنياد مستضعفان و جانبازان و سد معبر شهرداري داراي سمت هايي بوده است. بنابه به گفته نماينده وزارت اطلاعات حاضر در جلسه دادگاه(اسمال تیغ زن )، آشکار شد که افتخاري " با در دست داشتن مجوز مخصوص، اجازه حمل هر نوع اسلحه اي را با خود داشته است
اسمال تیغ زن همچنین به هوادران سازمانها و جریانات مخالف در بدو انقلاب حمله ور می شد و آنها را مورد ضرب و شتم ،دستگیری و تحت شکنجه قرار می داد او پس از سرکوب مردم ایران در 30 خرداد 1360 در شناسائی،دستگیری،انتقال به خانه های امن و شکنجه های وحشیانه آنها که گفته می شود در مواردی منجر به مرک شده است نقش داشته است.
جنایتهای این فرد آنقدر گسترده بود که رژیم علیرغم اینکه اعمال غیر انسانی مختلفی علیه هواداران گروههای مخالف سیاسی که انجام داده بود و باعث خشنودی آنها شده بود ناچار به دستگیری وی شدند و وقتی که در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت به بخشی از جنایتهای هولناک خود اعتراف نمود.
این جنایتکار به زندان اوین منتقل گردید ووزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی او را روانۀ بندی که زندانیان سیاسی در آن محبوس بودند کرد.اسمال تیغ زن علیه زندانیان اقدام به خبر چینی می کرد.و در حملات خونین که علیه زندانیان سیاسی توسط وزارت اطلاعات برنامه ریزی می شد همراه با پاسداربندها آنها را به اجرا در می آورد. ازجمله کسانی که در اثر حملات این فرد که با میله آهنی صورت گرفته بود و باعث مصدوم شدن آنها شده بود آقایان هاشم شاهی نیا و سعید شاه غله و دکتر ناصر زرافشان بود
او مدتی است که به زندان گوهردشت منتقل شده بود و در اذیت وآزار و فشار علیه زندانیان سیاسی نقش داشت و بارها با زندانیان سیاسی و از جمله بهروز جاوید طهرانی درگیر شده بود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،آزادی این مجرم خطرناک که مرتکب جنایتهای فراوانی شده است و به گفته این جنایتکار مامور بوده و معذور و فقط دستورات را اجرا می کرده است را محکوم می کند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

ادامه حرف و حدیث‌ها؛
مقصر واردات برنج‌های آلوده میرکاظمی است
معلوم نیست چه اشخاصی و با حمایت کدام نهاد ها اقدام به واردات برنج می کنند که با وجود فلاکت زدگی کشاورزان شمالی کسی را یارای مقابله با آنها نیست. اگر قرار باشد با کسی برخورد شود، آن فرد مسعود میرکاظمی وزیر سابق بازرگانی است.
در جلسه علنی دیروز مجلس، گزارش کمیسیون کشاورزی درمورد آلوده بودن برنج های وارداتی از کشور هندو خوانده شد. دراین گزارش که توسط عباس رجایی رییس کمیسیون کشاورزی مجلس درصحن علنی خوانده شد، برآلوده بودن برنج های وارداتی به سم آرسنیک تاکید شد. با این حال درگزارش مذکور مشخص نشد مقصراصلی در مسئله برنج های آلوده چه کسانی هستند.

براساس این گزارش دولت هم توان لازم برای مقابله با این واردکنندگان را ندارد و در پاسخ به نمایندگان مجلس می گوید:«اگرجلوی واردکنندگان برنج را بگیریم آنها علیه دولت دعوای حقوقی راه می اندازند».

در همین ارتباط، عباس رجایی نماینده اراک ورییس کمیسیون کشاورزی مجلس به خبرنگار سیاسی «فردا» گفت: جدا از این مسئله که چه نهادی دراین مورد مقصراست، تا زمانی که کنترلی بر واردات بی رویه نباشد‍ مسا ئلی مثل پرونده برنج های آلوده یک امرعادی تلقی می شود.

وی افزود: درحالی که کشاوزان شالیکار در شرایط بسیار سختی به سرمی برند‍، گروهی به خود اجازه می دهند با واردات برنج های بی رویه زندگی آنها را سیاه کنند. 

نماینده اراک خاطرنشان کرد: بررسي‌هاي مفصل انجام شده و ملاحظه مدارك ارسالي از سوي رئيس سازمان استاندارد و تحقيقات صنعتي، تناقضات بيشماري را ايجاد كرده كه به نظر كميسيون، ابهامات موجود نه ‌تنها برطرف نگرديده، بلكه ابهامات جديدي نيز ايجاد كرده است.

وی افزود: کسانی که برنج های آلوده را وارد کردند ازچنان قدرتی برخوردار هستند که حتی دولت توان مقابله با آنها را ندارد.

رجایی تاکید کرد: از رییس جمهور انتظار می رود درزمینه واردات بیش ازحد برنج به وزارت بازگانی تذکر دهد.

کسی به فکر شالیکاران نیست
مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود وازجمله معترضین به عملکرد دولت درمورد واردات برنج های آلوده، بزرگترین مقصر پرونده برنج های آلوده را مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم می داند .

لاهوتی در گفت وگو با خبرنگار سیاسی «فردا» تصریح کرد: آقای میرکاظمی عملکرد بسیارضعیفی در وزارت بازرگانی داشت و به خاطرعدم کنترلی که نسبت به واردات بی رویه داشت، کشاوزران زیادی را دراستانهای شمالی کشوربی خانمان کرد .

وی افزود: به نظرمن اگر قرار باشد با کسی در مورد برنج های وارداتی برخورد شود، آن فرد مسعود میرکاظمی وزیر سابق بازرگانی است.

این عضو کمیسیون عمران مجلس گفت: در مورد برنج های آلوده گله ای ازمسولان فعلی وزارت بازرگانی نداریم ولی از آنها انتظار داریم جلوی واردات برنج را بگیرند.

وی تصریج کرد: معلوم نیست چه اشخاصی و با حمایت کدام نهاد ها اقدام به واردات برنج می کنند که با وجود فلاکت زدگی کشاورزان شمالی کسی را یارای مقابله با آنها نیست.

وي با اشاره به این اظهار نظر رئیس کمیسیون کشاورزی که 7 هيات علمي دانشگاهی آلوده بودن برنج‌هاي وارداتي از هند را تاييد كرده و ابهامات این کمیسیون نیز بیشتر شده، ظهار داشت: معاون بازرگاني قبل گفته بود كه اگر اين گزارش را تاييد كنيم بايد جواب وارد كننده ها را بدهيم اجازه دهيد مردم اين برنج‌هاي آلوده را بخورند. این گونه اظهارات واقعا باعث تاسف است.

لاهوتي تاكيد كرد: برنج كشورمان بهترين برنج دنياست و اجازه دهيد اين برنج در داخل كشور استفاده شود چرا كه با وارد كردن برنج‌هاي هندي كشاورزان ما نيز كار خود را از دست مي‌دهند.

یک حاشیه در مورد خشم همسر کروبی: منبع فیس بوک مسیح علینژاد

11 اسفند 1388 ساعت 02:26 

جمهوری اسلامی گه می خورد که کروبی را اعدام کند

حسین کروبی امروز بدون هیچ هراسی به بیشتر خبرنگارانی که به او زنگ می زدند در مورد تعطیلی مجله ایران دخت چنین گزارش می داد: 
مادرم (فاطمه کروبی) در جواب به محمد علی رامین معاون مطبوعاتی احمدی نژاد که گفته بود جمهوری اسلامی باید تا کنون ده بار کروبی را اعدام می می کرد ، گفته است: جمهوری اسلامی غلط می کند کروبی را اعدام کند...
دور از ایران که باشی ترس برت می دارد که فردا یا حسین کروبی را می برند زندان یا ما باید برای خبرهایمان توضیح و تصیحیح بنویسیم تا خطری او را تهدید نکند یا آنقدر شیر تو شیر است که کسی به گوشه قبایش بر نمی خورد که یکی بگوید «جمهوری اسلامی گه می خورد اگر کروبی را اعدام کند.» 
البته خودم به شخصه واژه ثقیل «گه خوردن» را در متن خبر با سه نقطه(...) عوض کرده ام و فکر می کنم دیگران هم یا همین کار کرده اند یا او فقط یک بار از این واژه استفاده کرد. در عین حال که نمی دانم آیا غلط کردن در کنار سه نقطه همان بار معنایی «گه خوردن» را دارد یا نه؟ 

حالا وسط این آشفته بازار سیاسی من ویرم گرفته است بدانم آیا خبرنگلر باید عین واژه را انتقال دهد؟ اخلاق و مرزبندی های عرفی چه جایگاهی درحوزه حرفه ای یک رسانه دارد؟ 
یادم هست وقتی کوچک زاده نماینده تهران به خبرنگاران پارلمانی گفته بود« زنازاده» فردا تمام رسانه های داخل ایران جای این فحش نماینده اصولگرای مجلس علامت سه نقطه را گذاشته بودند..
خیلی ها فکر می کنند وقتی دور از ایران باشی خود به خود خط قرمزهایت کمرنگ می شود و برخی از مرزهای ممنوعه را در حوزه خبررسانی فراموش می کنی. منظور همان خط قرمزهای نانوشته در فضای رسانه ای ایران است. اما در هیمن یک مسئله ساده واقعا برایم سوال پیش آمده که چرا نتوانستم با همان ادبیاتی که سوژه خبری حرف می زد خبر را تنظیم کنم؟
و حالا برای اینکه این درگیری را به فضای مجازی بکشانم از شما سوال می کنم کدام درست این که یکی مثل بادامچیان و رسایی و روزنامه جوان انقدر با جسارت می نویسند میرحسین موسوی بیمار روانی است یا اینکه من حتی دستم به صفحه نرفت تا واژه روانی بودن را برای یکی مثل محمد علی رامین معاون مطبوعاتی احمدی نژاد بنویسم؟.... 
کسی که هر کس حداقل یکبار او را از نزدیک دیده باشد نسبت به برخی از رفتارهای واقعا غیر متعارف او تعجب می کند

و اما ماجرای روانی بودن جناب محمد علی رامین: 
این هم موضوعی بود که حسین کروبی در مصاحبه اش با خبرنگاران به آن اشاره کرد....من باز هم سانسورش کردم. یعنی نه توانستم واژه گه خوردن جمهوری اسلامی را در خبر بنویسم و نه روانی بودن محمد علی رامین را. یقین دارم که دست بردن در خبر هم اصلا مطابق با اصول حرفه ای نیست اما دستم نرفت به صفحه تا بنویسم مشاور آقای احمدی نژاد خل وضع است و فکر کرم چون فاطمه کروبی در یک شرایط کاملا عصبانی که محمد علی رامین برایش به وجود آورده بود و از اعدام ده باره همسرش سخن گفته بود ، چنین حرفی را زده است من نباید همه کلمات او را به معنی دیدگاه او تلقی و بازنشر کنم.
. 
گاهی وقت ها به این همه جسارت رسانه های هوادار احمدی نژاد غبطه می خورم که ادبیات شان را مطابق با ادبیات احمدی نژاد تنظیم کرده اند و ما هنوز در کف زیبایی کلمات میرحسین و خاتمی مانده ایم و در حلقه ما یکی هم که پیدا می شود و جسارت می کند و با این نودولتان از جنس خودشان حرف می زند، ما نوچه های گفتمان مدنی سانسورش می کنیم