۱۳۸۸ مرداد ۲۵, یکشنبه

پر.کسی/نرم افزار

با سلام خدمت دوستان عزیز این متن برای له(!) کردن فیلتر های کودتاچیان گذاشتم امیدوارم به دردتون بخره:

خب اینجا چند روش توئضیح می دم:

1.استفاده از نرم افزار :Your Freedom�

به نظر من این بهترین فیلتر شکن موجوده.(خوراک (!!!ADSL

روش استفاده:

اول باید به سایت ��http://www.your-freedom.net بروید و ثبت نام کنید.

�� نکته:سایت فیلتره 2 راه دارین یا با فیلتر شکن برین و عضو شین یا ایمیلتونو تو بخش نظرات بزارید تا سریع براتون بسازم و بفرستم.

در ضمن می تونین از �����http://www.share4ever.info استفاده کنین(به شکل توجه کنین اگه فیلتر شد برا تون جدیدشو میفرستم)

خب بعد از اینکه رفتین تو سایت به صورت زیر ثبت نام کنید:

بر روی گزینه First visit? Click here to register کلیک کنید.

(البته خدمت اونایی که واردن جسارت نشه :دی میخام مطلب یه جور باشه همه بتونن استفاده کنن)

خب بعدش این صفحه باز میشه:

دقت کنین حتما ایران انتخاب شود چون این برنامه برای ایران رایگانه.(البته بخش های دیگه رو هم پر میکنید دیگه لازمه!!!!)

خب بعد از این که ثبت نام کردین یه ایمیل براتون میاد به صورت زیر (دقت کنین لینکو که میزنین فیلتره کپیش کنین تو فیلتر شکن)

�بسیار عالی نصف راهو به سلامت طی کردین حالا ادامه:

حالا شما باید برنامه yourfreedom �رو دانلود کنین.

http://mediafire.com/yourfreedom ��به این آدرس برین از بالا دومین فایلو دانلود کنین حجمش حدوداً 12.5

(اگه فیلتر شد لینک جدید براتون می زارم)

خب حالا برنامه رو نصب کنین و اجراش کنین.

خب حالا یه صفحه باز شده next �بزنید.

فیلدهای موجود رو دست نزنید و دوباره next بزنید.

و باز هم next �بزنین. (به همین سادگی!!!)

حالا چند لحظه منتظر شین تا کلید next فعال شه.یه لیست اومده. Next رو بزنید.

و مهمترین بخش username و password(authorization) �رو که بهتون ایمیل کرده بودن رو دقیق وارد کنین.((Next

و بعدش save and exit

حالا مطابق زیر start connection �رو بزنید.

. دقت کنین وقتی برنامه فعال است که قسمت سبز رنگ (n/a) �نباشه.

مثل شکل

خب اگه صفحه ای مثل بالا رو می بینید شما موفق شدید.

خب برای فعال کردن این فیلتر شکن برای برنامه های مختلف مثل یاهو مسنجر Firefox �روی قسمت قرمز مشخص شده روی عکس برید (application) �فقط دقت کنین برنامه ها بسته باشن.

اگر Mozilla Firefox �ندارین گوگلش کنین و بعد دانلود کنین. بعدم اون تیک رو بزنین.(شکل بالا)

حالا میتونین هر سایتی دوست داشتین برین.

راستی اگه تو برنامه های دیگه خواستین استفاده کنین پروکسی:�� 127.0.0.1 پرت: 8080

2.روش دوم استفاده از FreeGate

این نرم افزار یک نقص خیلی بدی داره و اون اینه که خیلی از سایتها رو باز نمیکنه.ولی برای اینترنت کم سرعت این بهتر جواب میده.

اینم لینک برای دانلود:

http://www.4shared.com/file/90045102/6327c4b7/FreeGate_ver680_VOA-Persiandotblogfadotcom.html

پروکسیش:127.0.0.1 (local) �پرت:8567

3.روشی بسیار ساده برای باز کردن سایتهایی که تازه فیلتر شدن یا فیلترشون ضعیفه:

اول از منوی استارت run �رو انتخاب میکنین بعد اونجا تایپ میکنین cmd

خب حالا یه صفحه داس اومده تایپ کنین:

Ping www.news.gooya.com

دقت کنین بعد ping فاصله داره.

حالا ip �سایت رو دارین به سادگی ip �رو تو Firefox �یا IE تایپ کنین و اینتر بزنین.

70.86.22.99

دیدین چه راحت بود :دی

سایتهایی که به این روش باز میشن:

www.news.gooya.com

www.balagardoon.com

www.nourizadeh.com

www.fardanews.com

و خیلی از سایتهای دیگه.

سایت های پیشنهادی:(برای دریافت اخبار)

www.balatarin.com

www.news.gooya.com

www.radiofarda.com

www.voanews.com/persian

www.bbc.co.uk/persian

Victory is ClOse

Mr CooL.

لاترین بدون فیلتر ـ۰ کلیک
hakim-shahriar.blogfa.com

با وارد کردن http://174.129.8.110 بدون فیلتر وارد بالاترین شوید برای استفاده به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.

توسط bagher.1113 در بخش علم و تکنو

+ نوشته شده توسط ایرج در یکشنبه چهارم مرداد 1388 و ساعت 23:46 | نظر بدهید

فدرت/power


انسان به واسطه قوه ادراک وپردازش اطلاعات وکسب تجربه ها وعلم به گذشته ودرک تقریبی ازآینده وبا توجه به خوی حیوانیش میتواند هزاران بار خطرناکترودرنده تراز هرحیوانی ووحشی تر از هروحوشی باشد.شما درتاریخ گذشته هزاران تن از این افراد را دیده اید.درزمان ما هیتلر/موسیلینی/استالین/صدام/طالبان وکشورهای عربی که به صورت گاوداری کشورداری میکنند.قدرت اگر عقیدتی ووابسته به موهومات باشد خیلی بدتراست.نمونه هایش جنایاتی که به اسم موسی قیل از قرون وسطی/بنام عیسی درقرون وسطی/بنام اسلام از 1400سال پیش تاکنون.حکومت های عقیدتی هیچگاه نمی توانند مخالف خودراتحمل کنند زیرا مخا لف یعنی کسی که اورا ازبهشت وحوروپری منع میکند.پس باید مثل مبارزه روشنفکری درقرون وسطی اندیشمندان بپا خیزید

اینجا جهنم است


من اعتراف می کنم اینجا جهنم است

اوباش راوسیله ء قدرت فراهم است

دزدان دهر قاضی شرعند و بی حفاظ

دین درپی شکنجهء ابنای آدم است

من اعترف می کنم اینجا به نام حق

باطل امام اعظم ، و قاتل ِمعظم است

من اعتراف می کنم اینجا فقیه رذل

هل من مزید گوی ، جگرخوار عالم است

من اعتراف می کنم این میهن من است

ایران که اینچنین به عزا و به ماتم است.ـ


2


من اعتراف می کنم این شهر، سوخته ست

اینجا نظام شرّ به بشر کینه توخته ست

حق در لباس باطل و باطل به جلد حق

دین خدا و خلق خدا را فروخته ست

من اعتراف می کنم ، امروز چشم رحم

بسته ست بر خدا و بر ابلیس دوخته ست


3


من اعتراف می کنم اینجا خدا یکی ست

رهبر یکی امام یکی مقتدا یکی ست

ایمان یکی ، صراط یکی ، دین حق یکی

گوینده نعم یکی و حکم لا یکی ست

سلطان یکی فقیه یکی محتسب یکی

داور یکی نشسته به امر قضا یکی ست

کیفر یکی گناه یکی متهم یکی

قانون و عدل و قاضی و حکم ِ جزا یکی ست

من اعتراف می کنم اینجا به نام دین

بیداد را به کام عداوت صدا یکی ست

پوتین یکی شکنجه یکی جان ستان یکی

فرمانگزار ظلم به زیر عبا یکی ست

زین« وحدت وجود » بشر زیر پای شر

منکوب و خوارگشته ، خدا را ، خدا یکی ست؟

من اعتراف می کنم ، این درد کهنه را

ویروس واحدی ست که اورا دوا یکی ست!ـ

تا جهل ریشه دارد و دین ، دام قدرت است

ما را به خاک میهن ما ماجرا یکی ست!

من در تعجبم از اين ملت.


گر يك نفر ادم مسلح هزار نفر ما را به صف كند و از ابتداي صف شروع به اعدام نمايد..بقيه كه در صف ايستاده اند عده اي شروع به غرغر مي كنند.. برخي از اين موقعيت غير انساني انتقاد ميكنند.. چند نفري راهكار هاي تئوريك براي خارج شدن از اين مهلكه را ارئه مي كنند كه البته با نظرات موافق و مخالف روبرو ميشود..عده اي قليل اقدام به مخالفت عملي و ستيز با مامور اعدام مي كنندكه به دليل پشتيباني نشدن از طرف سايرين فقط مرگ خودشان را جلو مي اندازند.. جمع كثيري هم از ان هايي كه در اخر صف ايستاده اند با اين فكر كه فعلا حالا حالا ها به ما نميرسه زمان را با تشويش سپري مكنند.. جلاد نيز سر صبر يكي يكي مي كشد تا به انتهاي صف برسد.هيچ معجزه اي هم براي كسي اتفاق نمي افتد.يك دهم اين جمعيت اگر همان ابتدا به اين جلاد يورش برده بودند دودمانش را به باد ميدادند.. ايا اين مردم منتظرند حكومت سر صبر تصفيه حسابش را با ان ها انجام دهد... با يك مرور اجمالي در اخبار جنايي يك سال گذشته در مي يابيم كه اكثر قتل ها به دلايل ناموسي و در برخي موارد سوئظن هاي بي اساس صورت گرفته.حالا سئوال اينجاست..اين غيرتي كه فقط به دليل پيدا كردن يك ياد داشت عاشقانه دختري را به اتش ميكشد و يا دو طايفه فقط به دليل اينكه دختر و پسرشان عليرقم ميل ان ها به هم دلبسته اند..در هم مي اويزند و خون ها ميريزند..حالا كه نواميس شان اشكارا توسط رژيم حتك حرمت شده چرا غيرتشان را غلاف كرده اند..ايا به اين اميد هستند كه دژخيم قبل از اينكه به ته صف برسد تغيير عقيده دهد... اگر تمام صف مخالفين رژيم طالباني خامنه اي يك باره و متحد به پا خيزد فقط يك روز وقت مي برد تا تمامي مزدوران را به قعر جهنم بفرستد..در غير اين صورت اين رژيم منحوس ايستاده تا تك تك جوان ها را به زير شكنجه ..تجاوز.. و مرگ بكشد.

آیا ما پیروزشره ایم؟


پیروزی چیست؟ آیا جز به هدف رسیدن است؟ حال هدف ما چه بود؟ آغاز کجا بود؟ یادتان می آید می گفتیم: این کارهایی که شما می کنید، نه برطبق قانون، نه بشریت، نه عرف و نه اسلام است. می گفتیم: شما ها پا برروی حق گذاشته اید. برای قدرتتان هرکاری می کنید. آن روزها هرکداممان تنها گوشه ای از جنایتهایشان را لمس کرده بودیم. تنها ضربه ای خورده بودیم. تا اینکه ایستادیم، نخواستیم از حق بگذریم. یکی شدیم. همدل شدیم. دوستانمان را یافتیم. اهداف گم شده مان را شناختیم. روی همه ی آن چیزهایی که آنها به آن توسل کرده بودن، متمرکز شدیم و فهمیدیم آنها چقدر دروغ می گویند. آنها اسلحه هایشان را آوردند و ما قلبهایمان را گشودیم. آنها خون ریختند و ما با همان خونها جوانه زدیم و آغاز به حرکت کردیم. آنها دروغهایشان را بزرگتر کردند؛ ما استقامتمان را بیشتر کردیم. آنها سازمان حقوق بشر را عقب راندند و در قلب هریک از ما سازمان حقوق بشری شکل گرفت و اهدافش را دنبال کردیم. سازمان ملل را تهدید کردند و ما قلبهایمان را در دست گرفته و سازمان ملل شدیم. آنها سران دولتها را ترساندند و ما مقدمه شجاعت برای ملتها شدیم. دولتهایی را شناختیم که دوستی را به نفت نفروختند. آنهایی دستشان رو شد که همه چیز را برای کثافت کاریهای خودشان فروختند. دست قدرتمند خداوند را دیدیم که همزمان مساله نقص هواپیماهایی که نشان از بی ارزش بودن جان مردم برای دولت بود، اتفاق افتاد. دست دزدان 18.5میلیارد دلار رو شد. درحالیکه برای مشکلات بیشمار مردم کشورمان هیچ کاری انجام نشده و نمی شود؛ فقیرهایی که هر روز چندین نفرشان بخاطر نداشتن پول درمان در بدترین وضعیت جانشان را ازدست می دهند و یا در وحشتناک ترین وضعیت زندگی می کنند، عده ای بخاطر فقر خودفروشی می کنند، آنها هزاران هزاران هزار میلیون تومان پول را در اختیار لبنانیهایی قرارمی دهند تا درجهت اهداف پلیدشان به آنها کمک کنند. هر بار اتفاقی افتاد تا دروغگویان و جنایتکاران نتوانند گندکاریهایشان را بپوشانند. آنها برای ضعیف کردنمان اعتراف گرفتند؛ ما به دوستانمان مطمئن تر شدیم. همراهانمان را زندانی کردند تا بترسیم؛ نه تنها نترسیدیم، بلکه بر قامت کوه امید درونمان افزوده شد. با خودمان شرط کردیم که: "ظلمی دیگر نباید باشد و باید تا به آخر ایستاد". به همرزمانمان تجاوز کردند تا خرد و سرشکسته شویم. اما هیچ ندانستند که همیشه ننگ بر تجاوزکاران است نه تجاوزشدگان و دیری نخواهد گذشت که همگان نیز همچون ما به ازخودگذشتگی این ظلم دیدگان آفرین گفته، قهرمانانشان خواهند نامید و سربلندیشان را جشن خواهندگرفت. ای یاران مصیبت دیده ام! سربلند باشید که شمایید براستی روسپیدان. از شیطان و یارانش چه می توان توقع داشت، جز آنچه اینان می کنند؟! ... اما این هرگز پایان راه نیست. ما خواهان زیباییهاییم. بلند شده ایم که زیبایی ها را استقبال کنیم. برای این کار باید در برابر زشتیها بایستیم، از هر نوعی که باشد. هرجایی که باشد؛ دور یا نزدیک. زندان و ترس و تجاوز دیده ایم تا بگوییم که زشتیها رفتنی اند. ما در درون خویش یافته ایم که زیبایی چقدر زیباست. آزادی دلنشین است. دیده ایم که در بند حکومتمان نبوده ایم. نفت برایمان حکم حیات نداشته است تا مثل دولتها بخاطرش از حق بگذریم؛ سکوت کنیم و شاهد مرگ آزادی باشیم. ما آزاد و ساده راه خویش را یافته ایم. دیده ایم که آنها که در دنیا خود را قدرتمند می دانند تنها تکیه شان بر اسلحه ها و شکنجه هایشان است وگرنه دست آویزی ندارند. دریافته ایم که درونهایمان نگران است که اگر روزی کاره ای شدیم، ستمگر نباشیم، جنایتکار نباشیم، زشت نباشیم. در درونهای ما دنیایی شکل گرفته است که با تمام ابعادش زشتی را پس می زند و راهی بسوی زیبایی می جوید. ما می توانیم جوانه زدن این دانه ها را ببینیم. پیروزی همین نیست؟ همین آغاز. مهم اینست که ما جرأت شرکت در این نبرد را پیداکرده ایم؛ چون آغازکرده ایم و همه ی شواهد نیز بر پیروزی ما دلالت دارد. حال هرچه می خواهند دروغ گفته، پرده پوشی نموده و داستانسرایی کنند. ما هدفمان را می بینیم

یاران! تمام تلاشمان در جهت هدفمان همان پیروزیمان است

خطاب به احمد خاتمی-حشمت اله طبرزدی


در خبر ها خواندم که اقای احمد خاتمی که از ۲ خرداد ۷۶ نام او را بر زبان انداختند تا بدلی برای خاتمی اصلی بسازند و من نیز همان زمان با نام او اشنا شدم،به نام ۳۰۰ هزار شهیدی که به تعبیر او برای نظام جان داده اند و لابد ایشان مدعی خون ان ها است،علیه کروبی سخنان اتشینی بیان داشته و گفته است که او با نوشتن ان نامه ی تاریخی ابروی نظام را برده است. از ان جا که من خود برادر دو شهید و همسر خواهر یک شهید و در واقع مدعی ۳ شهید از ان ۳۰۰ هزار شهید هستم، تصمیم گرفتم چند کلامی با اقای احمد خاتمی در این مورد به صورت بی پرده و صریح سخن بگویم.بگذریم که اگر بخواهم اسامی دوستان نزدیک و عمو زاده ها ی شهیدم را نیز لیست کنم تعداد ان ها بسیار زیاد خواهد شد. البته نام ان هایی که می دانم بازماندگانشان مثل من فکر می کنند. در همین جا می خواهم از همه ی خانواده های شهیدی که این نامه به دستشان می رسد و امکان نوشتن این گونه نامه ها را دارند خواهش کنم ان ها نیز بنویسند و اجازه ندهند امثال احمد خاتمی که معلوم نیست برای انقلاب و جبهه حتا یک کشیده خورده باشند چه رسد که مدعی شهدا نیز بشوند،بیش از این از نام شهیدان استفاده کنند.

اقای احمد خاتمی اجازه دهید با شما خیلی شفاف ،بی طرفانه و بسیار صادقانه سخن بگویم. شفاف به شفافیت اب زلال چشمه های کویر و صادق به صداقت ان نوجوان ۱۵-۱۶ ساله ای که در شب عملیات برای شهادت دست و پای خود را حنا بندان می کرد و بیطرف به بی طرفی ترازویی که درحد و اندازه ی فهم و دقت بشری بوده و حد اقل از کینه و ترس و طمع و پیش داوری تا حدودی بری باشد.

جناب خاتمی ابتدا اجازه دهید مشاهدات خودم از زندان ها و بازداشتگاه ها و زندانبانان جمهوری اسلامی در ۱۵ سال گذشته و نیز داد گاه های ان را بیان کنم.من فرض را بر این قرار می دهم که جنابعالی از این مسائل هیچ اگاهی ندارید و از روی دلسوزی برای خون شهدا چنین بر افروخته شده اید. بسیار خوب. اجازه دهید تا برایتان گزارش کنم. البته این مقاله کمی طولانی خواهد شد اما برای شما که به عنوان خطیب نماز جمعه و به اصطلاح جانشین پیامبر خدا سخن می گویید، بد نیست که این گونه گزارش ها را نیز بخوانید. جناب خاتمی من طی ۱۵ سال گذشته و از ان روزی که به افشاگری و مخالفت علیه دزدی و فساد و تبعیض و شکنجه و ظلم برخاستم، تصویر متفاوتی از نظام جمهوری اسلامی و نمایندگان و هواداران ان به دست اوردم. تا ان زمان یعنی پیش از شهریور ۱۳۷۳ من به عنوان یک رزمنده ی پیشین که ترکش جنگ را هنوز در بدن دارم و به عنوان برادر دو شهید و همسر خواهر یک شهید و به عنوان یک انقلابی طرفدار پرو پا قرص رهبر اول و دوم و کسی که حتا برای رهبردوم از عنوان امام و برای هاشمی از عنوان ایه اله استفاده کرده بود، گمان می کردم هر انچه در باره ی نظام اسلامی گفته می شود از ناحیه ی بدخواهان و دشمنان خدا و انقلاب و نظام است.ولی هنگامی که دست به افشاگری و انتقاد از طریق پیام دانشجو زدم و در موضع منتقد قرار گرفتم شرایط را طور دیگری یافتم. شما تا زمانی که در موضع منتقد یا مخالف این نظام قرار نگیرید نمی توانید داوری درستی در باره ی ان داشته باشید. گویا این جمله از حضرت علی باشد و من در نهج البلاغه خواندم که :مخافت کن تا امتحان کنی. یا دشمنی کن تا امتحان کنی. به راستی که به درستی این مطلب زمانی با همه ی وجود پی بردم که همین راه را طی کردم. من سال 73 در این راه مخافت قرار گرفتم اما این جمله را در سال 81 و در انفرادی های 2-الف مربوط به سپاه پاسداران خواندم.شما هم اگر می خواهی داوری درستی در باره ی دادگاه ها ی انقلاب،بازداشت گاه ها،بازجو ها و لباس شخصی ها داشته باشی تا زمانی که مدافع سینه چاک وضع موجود هستی نمی توانی بی طرفانه داوری کنی. مخالفت کن تا امتحان کنی.این جمله را هیچ گاه فراموش نکن. این عبارت از من نیست. از علی است.

من در باره ی دادگاه ها و بیطرف نبودن ان ها سخنی نمی گویم. برای این که اگر بخواهم به این مسئله اشاره کنم که شیخ محمد یزدی به عنوان رییس وقت قوه ی قضاییه در یک جانبداری اشکار و از ناحیه ی محسن رفیق دوست که شاکی من بود ،به پرونده ی ما ورود اشکار نمود و مشخص کرد که در بالاترین سطح این قوه که باید داور عادل و بی طرف باشد چیزی جز ظلم و فساد وجود ندارد ،مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما باید به اولین برخورد بازجو های اطلاعات با مدیر مسئول شناخته شده ی یک هفته نامه با ان سابقه ی انقلابی اشاره نمایم تا بدانی چه جهنم و لانه ی فسادی به نام نظام اسلامی درست کرده اید تا جنایتکاران در ان پناه بگیرند و هر غلطی دوست دارند بکنند و شما به خود اجازه دهید که خون ۳۰۰ هزار شهید را برای امنیت ان ها چوب حراج بزنید!

اقای احمد خاتمی روحانی محترم و امام جمعه ی تهران!

در روز ۱۴ امرداد ۱۳۷۴ و پس از این که میتینگ قانونی و مسالمت امیز ما در دانشگاه تهران به اتمام رسید، سربازان گم نام امام زمان به دفتر یک نشریه ی قانونی که فقط توقیف شده بود و هنوز تعطیل نشده بود ریخته و به صورت مسلحانه من را بازداشت نموده و با خود بردند. ان ها به من چشم بند زده و به جای نا معلومی بردند. پس از ان فردی به نام سیادتی-دکتر سعیدی فعلی در پست نمایندگی سازمان انرژی اتمی-که خودش را معاون وزیر اطلاعات معرفی می کرد بر سر من نعره می کشید و به من اتهام قدرت طلبی می زد و تهدید می کرد که می خوابانمت و با کابل می زنمت یا بگو که از کی خط گرفته ای و چرا به رکن نظام توهین کرده ای!من در ان شب به چشم خود دیدم که این باز جو ها به هیچ چیز جز پول و زور باور ندارند و برای مدیر مسئول و برادر شهید و انقلابی و رزمنده اگر منتقد یا مخالف باشد، همان اندازه ارزش قایل هستند که برای یک دستمال کاغذی که پس از استفاده ان را به درون سطل زباله می اندازند..ایا شما این را نمی دانی؟

من در ان لحظه ای که او بر سر من در ان تاریک خانه و با چشمان بسته عربده می کشید با خود می گفتم وقتی با من چنین می کنند وای بر دیگرانی که شناخته شده نیستند یا سابقه ی من را نداشته باشند. نا خود اگاه یاد فرج سرکوهی افتادم که به راستی با او چه کردند. به یاد سعیدی سیرجانی افتادم که بر او چه رفته است. به یاد کیانوری ها و طبری ها و هزاران انسانی چون ان ها افتادم که پس با ان غیر خودی ها چه رفته است. به یاد کسانی افتادم که ان ها را محارب می دانستند و حکمشان اعدام و سنگسار و چه وچه بود.من که از خود این ها بودم و فقط در نشریه ام افشاگری کرده بودم مستوجب هر نوع اهانت و تهدید و برخوردی بودم. وای به ان ها که از بیخ و بن با دین و انقلاب مخالف بوده یا احیانا برای براندازی نظام اسلحه دست گرفته بودند.وای که با ان ها چه ها که نمی کردند!

جناب خاتمی مثل این که خودتان نیز نمی دانید چه جهنمی ساخته اید؟چرا از ۳۰۰ هزار شهید برای این جهنم استفاده می کنید؟ از خدا نمی ترسید؟ از ان ها نمی ترسید که روزی از شما باز خواست کنند؟ از بازماندگان ان ها واهمه ندارید که چرا از خون عزیزان ما برای توجیه مظالم خود سوئ استفاده کردید؟

اقای خاتمی این ماجرا ختم به خیر شد. برای این که ان ها نشریه ی ما را که فریاد تظلم این ملت بود را بستند و از من خواستند که میتینگی برگزار نکنم و من را تحت شرایطی ازاد کردند. البته که من به حرف ان ها عمل نکردم اما در هر حال تا حدودی به اهداف خود رسیدند.اما جناب خاتمی فرصت ان رسیده بود تا من خود شخصا و نه دوستان و اعضای دفترم با لباس شخصی ها نیز اشنا شوم. همان هایی که شما در دفاع از ان ها سینه چاک می کنید. بله جناب خاتمی پس از این که سربازان گمنام امام زمان با توهین وتهدید و بازداشت برای ساکت کردن یک نویسنده و مبارز راه حق به نتیجه نرسیدند این بار نوبت لباس شخصی ها بود که منطق نظام اسلامی را به یک برادر شهید و جانباز جنگ نشان بدهند! ان روز در ۲۴ ابان ماه ۱۳۷۶ بار دیگر و برای چندمین بار به دفتر اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش اموختگان دانشگاه ها و دفتر پیام دانشجو حمله ور شدند. خوب است بدانی این دفتر را با مساعدت رهبر در اختیار ما قرار داده بودند و ما هنوز خودی بودیم.هنوز انجا را از ما نگرفته بودند. پس خوب است بدانی که ان ها به یک نیروی خودی حمله کرده بودند. اگر غیر خودی بودیم که حساب کارمان با کرام الکاتبین بود. این ها را می گویم تا در فضای درستی قرار بگیرید. طبرزدی امروز را در نظر نیاورید. طبرزدی ان روزی را در نظربیاورید که هنوز خودی بود. اگر چه مخالفت می کرد اما هنوز قانون اساسی و اصل رهبریت در ان قانون را قبول داشت. نه مجاهد بود نه کمونیست نه لائیک و نه حتا سکولار . نه اراذل بود نه هیچ یک از عناوینی که قتل ان واجب می شود و نه محارب و نه معاند.ان ها در حالی به دفتر ما حمله ور شدند که هرچه در پیش پایشان بود را می شکستند و از بین می بردند و عربده می کشیدند و سراغ من را می گرفتند. پس از ان که همه را زدند و لت و پار کردند و از بین بردند به من رسیدند. در حالی که هیچ کس در ان جا نبود که به داد من برسد.

اقای روحانی امام جمعه ی نماینده ی امام زمان! که از خون شهیدان سوداگرانه برای جهنم خود ساخته، استفاده می کنید. ان ها انقدر با کابل و پنجه بکس و مشت ولگد بر سر و روی من زدند که مطمئن شدم که می خواهند من را بکشند. من حتا به التماس افتادم ولی ان ها انقدر بی رحمانه میزدند که التماس من را نمی شنیدند و فقط می گفتند:توهین به ولایت!؟توهین به ولایت!؟نمی دانم چه اتفاقی افتاد که من را رها کردند. گویا دوستان به سراغ نیروی انتظامی محل رفته و ان ها را خبر کرده بودند و این سربازان ولایت نمی خواستند گیر بیفتند یا به ان ها سفارش شده بود فقط تا سر حد مرگ و نه بیشتر او را بزنید!این را باید از روحانی دیگر یعنی اقای حجازی پرسید!جناب خاتمی شاید خود ندانید که چه نیرو هایی تربیت کرده و چه فدائیانی دارید!باور بفرمایید که برای دفاع از ولایتی که شما ها مدعی ان هستید حاضر هستند دست به هر جنایتی بزنند که زدند.تجاوز و کشتن که چیزی نیست. می دانید چرا؟ برای این که باور کردن اند که به راستی مخالفین رهبر مخالف خدا و پیامبر هستند. ولی ایا چنین است؟ ایا روزی که این ها اگاه شوند که چنین نبوده و فریب خورده بودند ساکت خواهند ماند؟

بسیار خوب!این دو چشمه از سربازان گمنام امام زمان شما و سربازان ولایت شما را داشته باشید تا به ذکر موارد دیگر بپردازم. از زندان اوین در سال ۷۵ و ۷۸ و مشهودات خودم نمی گویم. یک راست به سراغ شکنجه گاه توحید می روم. اقای خاتمی که در کسوت روحانی و به عنوان امام جمعه و در دفاع از نظام به کروبی حمله ور می شوی که با ان نامه ابروی نظام که خون ۳۰۰ هزار شهید پشتوانه ی ان است را برده است. من به عنوان برادر دو شهید و به عنوان یک جانباز و کسی که جوانی خود را برای انقلاب و دفاع از میهن و حمایت از نظام گذاشته بودم و نه به عنوان یک مخالف عادی و یک مخالف از بیرون به کشور پرتاب شده،چشمان خود را که باز کردم در انفرادی های توحید بودم که توسط سربازان گمنام امام زمان شما اداره می شد.پیش از ان در ۲۰۹ به ما گفته بودند که شکنجه ی بدنی نیست و من کمی خیالم راحت بود. اما به محض ورود در این مخوفگاه صدای فریاد دوستانم از زن ومرد در گوش هایم پیچید که فریاد می زدند:نزنید!نزنید!نزنید! این صدا انقدر تکرار می شد تا صدای زندانی از شدت درد و بی هوشی خفه می شد. من به مدت ۱۰۰ روز شاهد این تراژدی وحشتناک بودم.اگر چه خودم را کتک نزدند و شکنجه ی جسمی نکردند اما شکنجه ی روحی یا شکنجه ی سفید از شکنجه ی جسمی بدتر بود.ان ها پس از این که نتوانستند من را از پای در اورند برایم پرونده ساختند و به من گفتند که تو به کرد ها اسلحه فروخته ای یا ادم کشته ای و چنین مزخرفات بی پایه ای که به این دلیل به ان متوسل می شوند که به زندانی بفهمانند، اگر ان چه ما می خواهیم نپذیری این امکان را داریم که برایت پرونده بسازیم و به اعدام محکومت کنیم.

اری جناب خاتمی! این سربازان گمنام امام زمان انقدر کف پای اکبر محمدی و بر پشت او کابل زدند تا کلیه هایش از کار افتاد و ناخن هایش افتاد.ان ها حتا به زن ها نیز رحم نکردند و برکف پای ان ها کابل زدند که همه ی این امور مستند است. جناب خاتمی روحانی رئوف بسیار اسلامی و خوب!می دانی که حکم شلاق یا کابلی که کف پا یا روی کمر زندانی سیاسی بیچاره فرود می امد را شیخ محمد یزدی ان دیگر روحانی بسیار رئوف در زمانی که رییس قوه ی قضاییه بود به عنوان تعزیر و یک حکم اسلامی در قانون گذاشت؟ شما روحانیون می خواهید با کشیدن شلاق از گرده ی دختران و پسران جوان به حکومت خود تداوم دهید، چرا ان بازجو با تجاوز به ان ها در این کار مدد کار شما نشود؟وقتی شما ها به عنوان رهبران دینی و معنوی برای حفظ نظام حکم کابل یا شلاق بر گرده ی دختر و پسر جوان را تجویز می کنید ان ها به عنوان پیروان شما برای این که زودتر به بهشت بروند حکم تجاوز را صادر می کنند. برای این که هدف وسیله را مقدس می کند. چون هدف که مقدس شد و خشونت که تقدیس شد،تجاوز هم مباح می شود. ایا چنین نبوده است؟

اقای خاتمی در ان شکنجه گاه سربازان گمنام امام زمان هر انچه از فحش و ناسزا و کتک و شکنجه را بر دانشجویان اعمال می کردند تا ان ها بگویند ،غلط کردیم و دوستان خود را لو بدهند یا بگویند که از امریکا خط گرفته اند تا امنیت را برهم بزنند. اقای خاتمی سربازان گمنام امام زمانتان و پاسبانان نظام مقدس مورد حمایت شما، ان چنان فشاری بر زندانیان وارد می ساختند که اگر از ان ها می خواستند که بگویند با مادر و خواهر خود زنا کرده اند تا ازادشان کنند،برخی از ان ها حتما این کار را می کردند!ایا معنی این حرف من را می فهمی یا خدای نخواسته نخواهی فهمید تا روزی همین بلا سر خودت بیاید؟

اقای احمد خاتمی من نمی خواهم در مورد شکنجه های روحی وجسمی زندانیان توسط پاسداران نظام و سربازان گمنام اما م زمان بیش از این بگویم. نمی خواهم از دادگاه های انقلاب بگویم.دادگاهی که از پیش بازجو ها زندانی بیچاره را مثل موم در دست خود نرم کرده و فقط برای اخذ حکم لازمه در اتاقی دربسته و پر از وحشت و اضطراب به پیش یک بازجوی قدیمی تر به نام قاضی می اورند. و ان قاضی نیز با نگاهی که از ان تنفر و تحقیر می برد و با لحنی چندش اور و تحقیر امیز به او می گوید که این بار هم جستی اما بار دیگر حکم اعدامت را خودم می دهم. حال طرف کیست؟ یک دانشجو یا وبلاگ نویسی که گمان می کرده ازاد است تا مثلا چند انتقام هم از مسئولی بکند.نمی خواهم از فحش های رکیکی که برخی بازجویان یا رییس دفتر های دادگاه های انقلاب در حق دختران و پسران زندانی روا می دارند سخنی بگویم. زیرا همان گونه که اشاره کردم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما اجازه دهید به سراغ سوژه ای بروم که اینک مطرح است و رگ های گردن شما از شدت عصبانیت به دلیل طرح ان از سوی اقای کروبی نزدیک است که بترکند. در مورد تجاوز به زندانیان. شما می دانید که در زندان ها ی اطلاعات و سپاه امکان تجاوز جنسی وجود ندارد. حتا در مواردی مثل علی افشاری و عبد اله مومنی یا بچه های پلی تکنیک فقط تهدید به تجاوز مطرح بوده است. البته در مواردی در توحید یا همین بچه ها استفاده از بطری نوشابه مطرح است که باید رسیدگی شود. من خودم اطلاع درستی ندارم و به همین دلیل سخنی نمی گویم. ولی از یک چیز به خوبی اگاه هستم. زمانی که باز جوها یا زندانبانان بخواهند یک زندانی سیاسی را اذیت کنند یا حتا یک زندانی غیر سیاسی به قول خودشان شرور را ادب نمایند او را به درون بند ها یا بازداشتگاه ها یا سلول هایی می اندازند کا در ان ادم های بسیار شرور یا زندانیان خطرناکی هستند.بازجو ها و زندانبانان کافی است به این زندانی های شرور اشاره ی ضمنی بکنند که این ها را اذیت کنید. ان ها هر کاری از دستشان بر بیاید خواهند کرد. من خود چندین سال در زندان شاهد این مسائل بودم.

بازداشتگاه کهریزک بهترین مکان برای انجام چنین اقدامات ضد انسانی بوده است. برای این که این بازداشتگاه دست نیروی انتظامی بوده است. همگان می دانند که اطلاعات نیروی انتظامی تا چه اندازه بی رحم است. حتا از ۲۰۹ زندانی ها را به نیروی انتظامی می دادند تا در اداره ی اگاهی یا در بازداشتگاه های نیروی انتظامی حساب ان ها را برسند و پس از ان به ۲۰۹ بر می گرداندند تا بازجویی ها را تکمیل کنند. اقای خاتمی اگر خبر نداری بی جهت گلو ندر و خود را خسته نکن. مسئله ی عدم تفکیک جرایم در زندان های نظام مقدس شما و باز بودن دست زندانبانان و از همه بدتر وجود بازداشتگاه های بی نام و نشان، دست عده ای از بازجو های خشن و لمپن را باز می گذارد تا هر گونه بخواهند با زندانی بیچاره برخورد کنند.اگر در مورد زندان ها و بازداشتگاه های جمهوری اسلامی یک تحقیق بی طرفانه صورت بگیرد معلوم خواهد شد که در ۳۰ سال گذشته هر نوع ظلمی در ان علیه زندانیان بیچاره صورت گرفته است.

اقای خاتمی ایا در مورد عدم جواز اعدام باکره چیزی شنیده ای؟دختران باکره ای که باید اعدام می شدند و به همین دلیل پیش از اعدام به عقد موقت زندانبانان در امده تا به ان ها تجاوز کنند تا مانع شرعی اعدام برطرف شود؟ایا کاری هست که در این ۳۰ سال انجام نداده باشید؟ایا جنایتی هست که در حق زندانیان سیاسی و عادی روا نداشته باشید؟

جناب احمد خاتمی!طرفداران شما و طرفداران رهبر که از ان ها به طرفداران نظامی یاد می کنید که خون ۳۰۰ هزار شهید در پشت ان خوابیده است، ان گاه که قرار باشد اعتراض مردم را خاموش کنند،همه کار کرده و می کنند.بی جهت مظلوم نمایی نکنید. می زنند و می گیرند و می کشند و تجاوز می کنند. برای این که مخالفین رهبر را مخالفین خدا می دانند. برای مخالفین به تعبیر خودشان خدا،ارزشی معادل همان دستمال کاغذی که ذکرش رفت قایل هستند و لاغیر.ایا به راستی خامنه ای نماینده ی خداست؟ایا شما نماینده ی امام زمان هستید؟ایا حتا شما و خامنه ای و احمدی نژاد و طرفدارانتان نماینده ی همه ی نظام جمهوری اسلامی هستید؟

مردم ایران هیچ کدام از این ادعا ها را نمی پذیرند.امروز حتا بخش بزرگی از حکومت گران که رفسنجانی در راس ان هاست، خامنه ای و احمدی نژاد و طرفداران ان ها را نماینده ی انحصاری نظام نمی دانند.جناح خط امام که بیش از امثال شما برای نظام زحمت کشیده اند شما ها را کودتا چی و غاصب می دانند. شما چگونه به خود حق می دهید که از طرف همه ی نظام حرف بزنید؟شما در این چند سال هرچه خواستید با مردم ناراضی و دانشجویان کردید. هر خشونتی که خواستید روا داشتید.اینک به عنوان یک اقلیتی هستید که نا عادلانه همه ی پست ها را اشغال کرده اید. چه حقی دارید که از طرف همه حرف می زنید؟مصادره ی همه ی پست ها با استفاده از زور سپاه و تقلب به مفهوم حقانیت یا نماینده ی یک نظام سیاسی حتا نیست.

شما می گویید،کروبی با نوشتن ان نامه ابروی نظام را برد. من می خواهم بگویم که ان کسانی ابروی نظام را بردند که شکنجه کردند و تجاوز روا داشتند و ادم کشتند. نه ان که این جنایت ها را افشا کرد.

من حتا به دعوای شما ها و رقیب برسر نمایندگی نظام کاری ندارم. برای این که ان نظامی که من برایش جانفشانی می کردم همان زمانی مرد که حتا یک زندانی در زندان شکنجه شد. چه رسد که هزاران تن در یک حکم دسته جمعی قتل عام شدند.من این نظامی که شما بر سر تصاحب ان جنگ و دعوا دارید را چیزی جز قدرت از معنا تهی شده نمی دانم. شان شما ها جنگ بر سر این قدرت و این لقمه ی چرب و شیرین است. من سال ها است که چنین چیز هایی را سه طلاقه کرده ام. یا از اول علاقه ای به این امور نداشته و اشتباهی با امثال شما ها همراه شده بودم.اما لازم است به شما گوشزد کنم،گذشت ان زمانی که امثال شما به نام شهید و به عنوان مدعی شهیدان حرف می زدید. با این تحولات اخیر که ملیون هاا نسان اگاه شدند، ما دیگر تنها نیستیم. با صدای بلند فریاد بر خواهیم اورد که شما ها حق ندارید برای تداوم قدرت خود از شهیدان ما مایه بگذارید. برای این که لایق ان نیستید.قدرت و لقمه ی چرب و شیرین نظام تهی شده از معنا متعلق به شما یا هر کس که زور بیشتری داشت .اما اجازه نخواهیم داد به مانند ۳۰ سال گذشته ،شهیدان را به نفع امیال خود مصادره کنید. به زودی خواهید دید که خانواده های شهیدان علیه شما ها فریاد بر خواهند اورد. برای این که در این انتخابات اخیر، بخش اعظم ان ها به موسوی رای دادند ولی شما ها رای ان ها را دزدیدید.ان ها موسوی را نماینده ی خود می دانند و نه احمدی را. قبول ندارید یک نظر خواهی بی طرفانه از سوی خانواده های شهدا بکنید.موسوی اما انقدر اخلاق دارد که نخواهد از خون شهیدان برای تایید نظرات خود استفاده کند. ولی اقای خاتمی شما و رفقایتان کاسبکارانه بر خورد کرده اید. شما برای تثبیت قدرت خود از خون شهدا سو ئ استفاده کرده اید؟ راستی اخرین بار که برمزار شهدای انقلاب یا جنگ رفتید کی بود؟ به یاد دارید؟ یا فقط از ان ها برای تثبیت قدرت و دنیای خود بهره می برید؟ یادت باشد اگر یک بار دیگر بخواهی برای پوشاندن شکنجه و تجاوز از خون شهیدان بهره ببری خانواده ی شهیدان در مقابل دفترت خواهند بود . این را یادت باشد. شهیدان حرمت دارند.در جنگ و دعوا بر سر قدرت ان ها را چوب حراج نزنید.ان ها برای ارمان هایی مقدس جانفشانی کردند.